- تاریخ ثبتنام
- 14/3/18
- ارسالیها
- 941
- پسندها
- 16,261
- امتیازها
- 37,073
ای بی خبران شکل مجسم هیچ استمشاهده فایلپیوست 486331
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه ش*ر..اب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
ترکیب پیاله ای که درهم پیوستای بی خبران شکل مجسم هیچ است
وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد
وابسته یک دمیم و آن هم هیچ است
تا کی غم آن خورم که دارم یا نهترکیب پیاله ای که درهم پیوست
بشکستن آن روا نمیدارد م**س.ت
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
از مهر که پیوست و به کین که شکست
هر چند که رنگ و بوی زیباست مراتا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم،اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
می خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
می خور که ز دل کثرت و قلت ببردتا دست به اتفاق بر هم نزنیم،
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم،
خیزیم و دمی زنیم پیش از دمِ صبح،
کاین صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم!
دارنده چو ترکیب طبایع آراستمی خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد
ترکیب پیالهای که درهم پیوستدارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست