nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #1 آدم همیشه قصه گوست. با قصههای خودش و دیگران زندگی میکند. هرچه را که برایش رخ میدهد از خلال همین قصهها میبیند و تلاش میکند طوری زندگی کند که انگار دارد آن را نقل میکند
آدم همیشه قصه گوست. با قصههای خودش و دیگران زندگی میکند. هرچه را که برایش رخ میدهد از خلال همین قصهها میبیند و تلاش میکند طوری زندگی کند که انگار دارد آن را نقل میکند
nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #2 من غير از زندگيام هيچ ندارم. فقط همين را دارم! هيچ كس نمي تواند آن را از من بگيرد. باور كنيد كه من از آن متنفرم، ولي آن را به هيچ ترجيح میدهم.
من غير از زندگيام هيچ ندارم. فقط همين را دارم! هيچ كس نمي تواند آن را از من بگيرد. باور كنيد كه من از آن متنفرم، ولي آن را به هيچ ترجيح میدهم.
nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #3 حیات انسان در آنسوی دوردست یأس آغاز می شود!
nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #4 تصمیمهایی وجود دارد که هیچ کس نباید ناگزیر به گرفتن شان شود.
nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #5 گاهي بايد به دور خود يک ديوار تنهايي کشيد نه براي اينکه ديگران را از خودت دور کني بلکه ببيني چه کسي براي ديدنت ديوار را خراب مي کند
گاهي بايد به دور خود يک ديوار تنهايي کشيد نه براي اينکه ديگران را از خودت دور کني بلکه ببيني چه کسي براي ديدنت ديوار را خراب مي کند
nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #6 کار خیلی آسانی است که انسان وارد زندگی کسی بشود، آن را به هم بریزد... و با یک بال زدن پرواز کند...
nevisa مدیر بازنشسته شعرکده نو ورود تاریخ ثبتنام 18/1/21 ارسالیها 581 پسندها 4,197 امتیازها 17,473 سن 22 15/10/21 نویسنده موضوع #7 پس جهنم اینه! هرگز به این شکل درباره ش فكر نمی كردم! یادتون هست : گوگرد، آتیش، سیخ... آه! عجب حرف های مضحكی سال ها در مغزمان فرو کردند! احتیاجی به سیخ نیست! حالا فهمیدم: جهنم همان زندگی اجباری با احمق های اطرافه...
پس جهنم اینه! هرگز به این شکل درباره ش فكر نمی كردم! یادتون هست : گوگرد، آتیش، سیخ... آه! عجب حرف های مضحكی سال ها در مغزمان فرو کردند! احتیاجی به سیخ نیست! حالا فهمیدم: جهنم همان زندگی اجباری با احمق های اطرافه...