یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم
لامصب این تحریما رو مورچه ها هم اثر گذاشته امروز یه دونشونو دیدم یه ته سیگار گرفته بود دهنش میکشید. منو دید وایساد (فکر کنم آتیش میخواست ولی من که زبونشو نفهمیدم) بعد دوباره راه افتاد. با پشتکاری که ازش سراغ دارم فکر کنم معتاد شه. این دفعه واقعن من دیگه حرفی ندارم.
ما که آدمیم اینقد مشهور نیستیم که خر مشهوره!!!!
یکی زیاد میخونه:خرخونه!
یکی زیاد شانس داره:خرشانسه!
یکی زیاد کیف میکنه:خر کیف میشه!
خدایا تو که خر رو اینقد با شکوه آفریدی یکیشم به ما بده باهاش بخونیم ببریمش سر جلسه کنکور شانس بده نتیجش که اومد باهاش کیف کنیم.
نظر شما چیه؟
خرگوشه تو جنگل میمونه رو میبینه میگه: به به آقا میمونه! چیکارا میکنی؟! میمونه میگه: هیچی! این ورو نگاه میکنیم، اون ورو نگاه میکنیم، آقا شیره و خانوادهاش رو افشاگری میکنیم! این حرف میرسه به گوش شیره، میگه: الان میرم حسابشو میرسم! میره پیش میمونه میگه: به به آقا میمونه! چیکارا میکنی؟! میمونه میفهمه هوا پسه، میگه: هیچی قربان، اینورو نگاه میکنیم، اونور رو نگاه میکنیم، چرت و پرت میگیم!