مشاعره مشاعره با اشعار محمد تقی بهار (ملک الشعرای بهار)

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 89
  • بازدیدها بازدیدها 3,719
  • کاربران تگ شده هیچ

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #71
نرگس غمزه‌زنش بر سر ناز است هنوز
طرهٔ پرشکنش سلسله‌باز است هنوز

عاشقان را سپه ناز براند از در دوست
بر در دوست مرا روی نیاز است هنوز
زن بود شعر خدا، مرد بود نثر خدا
مرد نثری سره و زن غزلی تر باشد

نثر هر چند به تنهایی خود هست نکو
لیک با نظم چو پیوست نکوتر باشد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #72
زن بود شعر خدا، مرد بود نثر خدا
مرد نثری سره و زن غزلی تر باشد

نثر هر چند به تنهایی خود هست نکو
لیک با نظم چو پیوست نکوتر باشد
دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل
جایی که مهر نیست مکن جستجوی دل

دل گوشت‌پاره‌ای که بجنبد به سینه نیست
منگر چنین ز چشم حقارت به سوی دل
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #73
لب لعل تو می‌ فروشی کرد
چشم م**س.ت تو باده‌نوشی کرد

این خطاها چو دید حاجب حسن
زان خط سبز پرده‌پوشی کرد
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #74
لب لعل تو می‌ فروشی کرد
چشم م**س.ت تو باده‌نوشی کرد

این خطاها چو دید حاجب حسن
زان خط سبز پرده‌پوشی کرد
در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت
سر ز جا برداشتیم اکنون که‌آب از سرگذشت

تیغ بر سر خورده فرهادا برآور سر ز خواب
کافتاب از تیغ کوه بیستون اندرگذشت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] FakhTeh

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #75
در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت
سر ز جا برداشتیم اکنون که‌آب از سرگذشت

تیغ بر سر خورده فرهادا برآور سر ز خواب
کافتاب از تیغ کوه بیستون اندرگذشت
توگویی مگر مرغ دستانسرای
به ژاغر نهان کرده باریک نای

نه نای و نه انگشت نایی پدید
نه‌ لب کاندر آن نای دم دردمید
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #76
توگویی مگر مرغ دستانسرای
به ژاغر نهان کرده باریک نای

نه نای و نه انگشت نایی پدید
نه‌ لب کاندر آن نای دم دردمید
در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای
سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانه‌ای

بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمع
هریکی سوزد به نوعی در غم جانانه‌ای
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] FakhTeh

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #77
در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای
سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانه‌ای

بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمع
هریکی سوزد به نوعی در غم جانانه‌ای
یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی

گشاده سینه و گردن کشیده
برای جنگ و پرخاش آفریده

نهاده تاجی از یاقوت بر ترک
فروهشته‌ دو غبغب چون دوگلبرگ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #78
یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی

گشاده سینه و گردن کشیده
برای جنگ و پرخاش آفریده

نهاده تاجی از یاقوت بر ترک
فروهشته‌ دو غبغب چون دوگلبرگ
گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد
نشد آزاد ز غم هر که گرفتار نشد

یوسف مصر نشد آن که به بازار وجود
پیره زالی به کلافیش خریدار نشد
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #79
گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد
نشد آزاد ز غم هر که گرفتار نشد

یوسف مصر نشد آن که به بازار وجود
پیره زالی به کلافیش خریدار نشد
دل او جوی گرت عقل و ذکاست
کان کلید همه خوشبختی‌هاست
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,646
امتیازها
44,373
  • #80
تو چه دانی که چها در دل اوست
او ترا تا به کجا دارد دوست
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina
عقب
بالا