- تاریخ ثبتنام
- 30/4/21
- ارسالیها
- 580
- پسندها
- 16,645
- امتیازها
- 35,373
- نویسنده موضوع
- #191
[THANKS]سایه آب دهانش را قورت داد دیگر اشک نمی ریخت اما به شدت شوکه شده بود اینکه سر قولی که داده بود بماند خیلی عجیب به نظر می رسید زیرا سایه همیشه او را یک دیوانه بی ثبات می دید که به هیچ اصولی پایبند نیست ولی او به شکل غیر منتظره ای واقعا به حرف خود پایبند بود! پس شاید وقتی می گفت: «اگر صاحب شیء خاصی که به او می دهد را پیدا کند برای همیشه از زندگیش خارج خواهد شد» ممکن بود حقیقت باشد و او بتواند به این وسیله برای همیشه از شر او راحت شود و به بتواند به زندگی پر آرامش خود قبل از دیدار او باز برگردد. پرسید:
- خوب وسیله ای که باید صاحب اون رو پیدا کنم چیه؟
یولیان گامی ایستاد و دستی به کتش کشید، سایه سرش را بالا گرفت و منتظر به او نگاه کرد، یولیان گفت:
- الان موقع مناسبی در موردش حرف بزنیم...
- خوب وسیله ای که باید صاحب اون رو پیدا کنم چیه؟
یولیان گامی ایستاد و دستی به کتش کشید، سایه سرش را بالا گرفت و منتظر به او نگاه کرد، یولیان گفت:
- الان موقع مناسبی در موردش حرف بزنیم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش