جاوا اسکریپت غیر فعال است برای تجربه بهتر، قبل از ادامه، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser .
تفسیر شعر شرح و تفسیر غزل شماره 1 دیوان سعدی شیرازی
نویسنده موضوع
نویسنده موضوع
سَنا
تاریخ شروع
تاریخ شروع
26/1/21
پاسخها
پاسخها
15
بازدیدها
بازدیدها
5,659
کاربران تگ شده
هیچ
شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی
آدرس شعر : شرح و تفسیر غزل شماره 1 دیوان سعدی شیرازی
متن ابیات 1 الی 14:
اولِ دفتر به نامِ ایزدِ دانا / صانعِ پروردگار ، حیّ توانا اکبر و اعظم ، خدایِ عالَم و آدم / صورت خوب آفرید و سیرت زیبا از درِ بخشندگی و بنده نوازی / مرغ ، هوا را نصیب و ماهی ، دریا قسمتِ خود می خورند مُنعِم و درویش / روزیِ خود می بَرند پشّه و عنقا حاجتِ موری به علمِ غیب بداند / در بُنِ چاهی به زیرِ صخرۀ صَمّا جانور از نطفه می کند ، شکر از نی / برگِ تر از چوبِ خشک و ، چشمه ز خارا شربتِ نوش آفرید از مگسِ نحل / نخلِ تناور کند ز دانۀ خرما از همگان بی نیاز و بر همه مشفق / از همه عالَم نهان و بر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
اولِ دفتر به نامِ ایزدِ دانا / صانعِ پروردگار ، حیِ توانا
آغاز دفتر به نام خداوندی که آفرینندۀ پرورانده و دانای همواره زنده و لایزال است .
دفتر = کتاب و دیوان
صانع = نامی از نامهای خداوند متعال ، آفریننده
حی = نامی از نامهای خداوند متعال ، زندۀ همیشه
ایزد = در دین زرتشتی به معنی فرشته و در زبان فارسی دری به معنی خدا و آفریدگار است
اکبر و اعظم ، خدای عالَم و آدم / صورتِ خوب آفرید و سیرت زیبا
به نام خداوندی مهتر و بزرگوارتر ، آفریدگار گیتی و انسان ، که بیرون و ظاهر را پسندیده و درون و باطن را نیکو آفرید .
اکبر = مهتر و بزرگتر
اعظم = بزرگوارتر
از درِ بخشندگی و بنده نوازی / مرغ ، هوا را نصیب و ماهی ، دریا
از رهگذر داد و دهش خویش ، بهره و نصیب مرغ هوا و ماهی دریا را می رساند .
از درِ = از راهِ ، از طریقِ
قسمتِ خود می خورند مُنعِم و درویش / روزیِ خود می بَرند پشّه و عنقا
توانگر و درویش ، هر یک به بهرۀ خویش دست می یازند و پشّه ، ناتوان ترین حشره و عنقا ، تندپروازترین و قدرت مندترین پرنده ، هر کدام رزقِ مقسوم خود را می خورند . یعنی روزی مقدّر است .
قسمت = بهره و نصیب
منعم = مال دار و توانگر
درویش = فقیر و تهی دست
عنقا = سیمرغ ، پرنده ای است افسانه ای که در داستانهای ملی ایران بر کوه البرز می زیست ولی برخی متون محلِ آن را کوهِ قاف نوشته اند ( فرهنگ اشارات )
حاجتِ موری به علمِ غیب بداند / در بُنِ چاهی به زیرِ صَخرۀ صَمّا
خداوند از طریق آگاهی بر نهانی ها ، بر نیاز موری که در قعر چاهی و در زیر صخره ای سخت و درشت زندگی می کند ، آگاهی دارد
علم غیب = علم پنهان ، علمی که از مردم پنهان باشد
صخرۀ صمّا = سنگ بزرگ سخت
جانور از نُطفه می کند ، شکر از نی / برگِ تر از چوبِ خشک و ، چشمه ز خارا
او با توانایی خویش نطفه را به موجودی زنده تبدیل می کند و از نی ، شکر می آفریند و بر چوب خشک درختان برگ تر و تازه می رویاند .
کردن = آفریدن
تر = تازه و سرسبز
خارا = نوعی سنگِ سخت و سیاه که مظهر سرسختی و نفوذناپذیری است
اشاره است به چشمه هایی که با ضربات عصای موسی بر سنگ خارا جوشیدن گرفت .
شربتِ نوش آفرید از مگسِ نحل / نخلِ تناور کند ز دانه خرما
زنبور عسل را به ایجاد عسل شیرین وامی دارد و دانه کوچک خرما را به نخلی تنومند مبدل می سازد .
نوش = شهد و عسل و کلا هر چیز شیرین
مگسِ نحل = زنبور عسل
تناور = تنومند و قوی چثه
از همگان بی نیاز و بر همه مشفق / از همه عالم نهان و بر همه پیدا
خداوند به هیچ آفریده ای نیازمند نیست و بر همگان دل می سوزاند . در عین پنهان بودن از دید آدمیان ، در دلِ همگان حضور دارد .
مشفق = مهربان و خیرخواه