متفرقه شعری که به دلت نشسته

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ^mahsa^
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 35
  • بازدیدها بازدیدها 1,386
  • کاربران تگ شده هیچ

^mahsa^

سرپرست بازنشسته + مدیر بازنشسته نقد
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
2,850
پسندها
15,864
امتیازها
44,373
  • نویسنده موضوع
  • #1
آنکس که مرا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خاندان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
 

ChakavaK

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
25/11/20
ارسالی‌ها
998
پسندها
12,098
امتیازها
35,373
  • #2
پیش از اینها فکر می‌کردم خدا
خانه‌ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس و خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی ازتاج او
هر ستاره پولکی از تاج او..........
قیصرامین پور
به قول پرستو و آینه های ناگهان
 

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,069
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
  • #3
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
شب مانده است و باشد تاریکی فشرده
کولی کنار آتش رقص شبانه‌ات کو
شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده

سیمین بهبهانی
 

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,069
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
  • #4
چرا رفتی چرا من بی‌قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
نه هنگام گل و فصل بهار است
نه بلبل در بهاران بی‌قرار است

سیمین بهبهانی
 

*Niloofar*

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/10/20
ارسالی‌ها
449
پسندها
5,933
امتیازها
21,773
سن
24
  • #5
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
 

Мехтаб резаят

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
3/2/20
ارسالی‌ها
736
پسندها
7,963
امتیازها
22,873
سن
20
  • #6
سوسن با صدزبان از تو نشانم نداد:rose:گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا



- من سوسن رو خدا تصور میکنم:flowersmile:
 

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,069
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
  • #7
دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر آید

حافظ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] سَنا

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,069
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
  • #8
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شده‌ام بی‌سر و سامان که مپرس
حافظ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] سَنا

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,069
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
  • #9
بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتم پر گشودیم در آن خلوت دل خواسته گشتیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام بخت خندان زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن
آب آینه‌ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Mélomanie

مدیر تالار ویرایش + نویسنده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
23/6/18
ارسالی‌ها
6,400
پسندها
46,003
امتیازها
92,373
سن
22
  • مدیر
  • #10
بوسه ای دزدیده ام قاضی مرا محکوم کرد
گفت بگذارش همان جایی که دزدی کرده ای

مهدی خدا پرست
 
عقب
بالا