معرفی رمان یکی نبود
"عاقبت بین نوبرانهها و میوههای سردرختی دللرزههای نامدار بین میوههای پای درختی گم شد! "
رمان "یکی نبود" روایت زندگی نامدار خدری و شهرزاد را به تصویر میکشد. یکی در پس گرفتن انتقام به آب و آتش میزند. آن دیگری برای حفظ غرورِ خانوادهاش مقابل این مکر و حیلهها جان میدهد!
با مرگ سالارخان، ناپدریِ نامدار، او برای گرفتن سرپرستی بهنام دوازده ساله و خواهرش نیکا بعد از یازده سال به خانه بازمیگردد. در این میان نامدار با نبودِ سالارخان حالا عرصه را برای تاختن روی شهرزادِ به زعم خودش "شرزاد"؛ بازتر از قبل میبیند!
زنی که با ازدواجش با سالارخان عقده یازده سال دوری از خانواده و ناکامی در رسیدن داریوش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.