چالش دلنوشته های طنز با کشف شما

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #1
سلام خدمت کاربران عزیز یک رمان

در این تاپیک قراره دلنوشته های طنز به سبک جدید بنویسید

دلنوشته هایی از خودتون

به این صورت که میتونید هر موضوعی رو تبدیل به طنز کرده

و از اون یک دلنوشته ی زیبا بسازید

منتظر همکاری شما هستم

در پست بعد نمونه ای ارائه میدم
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #2
عطر نفسهایت نفسی تازه به من می بخشید

اگر ؛

دندانهایت را مسواک می کردی !
 

روشنک.ا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,836
پسندها
34,660
امتیازها
64,873
  • #3
مگر می‌شود عاشق آن تیله‌های آبی رنگ چشمانت که اقیانوسشان با آدم حرف می‌زند نشد؟
من که بی اندازه عاشق آن دریای آبی‌شان شدم ولی حیف...

حیف که با لنز آبی‌شان کرده بودی !
 

روشنک.ا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,836
پسندها
34,660
امتیازها
64,873
  • #4
گفتم با آن لب‌های سرخت دلم را نلرزان.
نفهمیدی که تشنه‌ی رنگ سرخشان هستم و رفتی...

رفتی و رژ صورتی زدی :|
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #5
میان بازوانت در اسارتی شیرین به سر می بردم

اگر ؛

بوی تند عرقت آسایشی برایم می گذاشت !
 

روشنک.ا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,836
پسندها
34,660
امتیازها
64,873
  • #6
گفتی چشمان او به رنگ آسمان بود و زیبایی‌اش تو را مجنون کرد و مرا رهایم کردی. آخر چرا نماندی که به تو بگویم چشمان من هم به رنگ آسمان بود ؛
البته ،
به رنگ آسمان شب، حدودا ده شب به بعد =)
 

Soran

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/1/18
ارسالی‌ها
243
پسندها
3,423
امتیازها
16,763
  • #7
وقتی خسته به خانه می رسم فقط دوست دارم بوی تو را استنشاق کنم، بوی همان عطری که همیشه می زدی و مرا م**س.ت می کردی، اما نمی دانم چرا
چند وقتیست به جای بوی عطر بوی پیاز داغ می دهی!
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Soran

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/1/18
ارسالی‌ها
243
پسندها
3,423
امتیازها
16,763
  • #8
دوست می دارم حتی وقتی خفته ای هم به صورت چون ماهت بنگرم و خالقش را هزاران آفرین گویم، صورتی که چون مهتاب می درخشد ، چون ماه سفید است و چون خورشید درخشان، اما…
صدای خروپفت نمی گذاشت! حداقل جو عاشقانه را با خرناسه به هم نمی زدی.
 

Soran

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/1/18
ارسالی‌ها
243
پسندها
3,423
امتیازها
16,763
  • #9
زیبا هستی و با آن رژ قرمز رنگت می خواهی دلبری کنی؛

اما رویم نمی شود که به تو بگویم:
وقتی رژ قرمز می زنی بیشتر شبیه خون آشام می شوی تا حوری بهشتی!
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #10
بوسه های گرمت میتوانست دنیای عاشقانه ی ما را

تداوم بخشد

اگر ؛ مقابل صورتم آروغ نمیزدی !
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا