شاعرغیرپارسی اشعار فدریکو گارسیا لورکا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 27
  • بازدیدها بازدیدها 1,018
  • کاربران تگ شده هیچ

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #11
دریا خندید در دور دست

دریا خندید در دور دست
دندانهایش کف و لبهایش آسمان
– تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟
– من آب دریاها را می فروشم آقا!
– پسر سیاه قاطی خونت چه داری؟
– آب دریاها را دارم آقا!
– این اشکهای شور از کجا می آید مادر؟
– آب دریاها را من گریه می کنم آقا!
دل من و این تلخی بی نهایت
سرچشمه اش کجاست؟
آب دریاها سخت تلخ است آقا!
دریا خندید در دور دست
دندانهایش کف و لبهایش آسمان


ترجمه از احمد شاملو
ترانه‌ی آب دریا: فدریکو گارسیا لورکا
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #12
کسی عطر ماگنولیای تنت را در نیافت

کسی عطر ماگنولیای تنت را در نیافت
کسی مینای عشق را
در میان دندانهایت ندید
هزار مادیان ایرانی
در اصطبل ابروانت خفته اند
آن دم که چهار شب کامل
دست در کمرگاه تو
که دشمن برف است

 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #13
تو را عاشقانه تر دوست خواهم داشت

تو را عاشقانه تر دوست خواهم داشت
چه بمیرم ، چه بمانم
قلب تو آشیانه‌ی من است
و قلب من ، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانه‌ی توست
و قلب تو باغ و بهاران من
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #14
دوست‌ داشتن‌ِ تو دشوار است‌

دوست‌ داشتن‌ تو دشوار است‌،
آن‌ْچنان‌ که‌ من‌ دوست‌ می‌دارم‌.
که‌ هوایم‌ از عشق‌ توام‌ رنج‌ می‌دهد،
دل‌ُ کلاهم‌ نیز!
پس‌ این‌ نوار مرا که‌ می‌خرد از من‌؟
و این‌ دلتنگی‌ پنبه‌یی‌ سپید را،
تا از آن‌ دست‌مالی‌ ببافد؟
دریغا!
دشوار است‌ دوست‌ داشتن‌ تو
آنچنان‌ که‌ من‌ دوست‌ می‌دارم‌
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #15
ترانه ای که نخواهم سرود

ترانه ای که نخواهم سرود
من هرگز
خفته است روی لبانم
ترانه یی
که نخواهم سرود من هرگز

بالای پیچک
کرم شب تابی بود
و ماه نیش می زد
با نور خود بر آب

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه ای را
که نخواهم سرود هرگز
ترانه ای پر از لب ها
و راههای دور دست
ترانه ساعات گمشده
در سایه های تار
ترانه ستاره های زنده
بر روز جاودان
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #16
من‌ نخواستم‌

من‌ نخواستم‌
نخواستم‌ که‌ سخنی‌ با تو بگویم‌
در چشمانت‌ دو درخت‌ جوان‌ دیده‌ام‌
که‌ دیوانه‌ از نسیم‌
از طلا و خنده‌
تکان‌ می‌خورده‌اند
من‌ نخواستم‌
نخواستم‌ که‌ سخنی‌ با تو بگویم‌
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #17
به خاطر بالهایم بر خواهم گشت

به خاطر بالهایم بر خواهم گشت
بگذار برگردم
می خواهم در سرزمین سپیده بمیرم
در دیار دیروزها
به خاطر بالهایم بر خواهم گشت
بگذار برگردم
می خواهم دور از چشم دریا
در سرزمین بی مرزی ها بمیرم
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #18
واژه‌هایت در قلب من

واژه‌هایت در قلب من
دایره‌های سطح آب را می‌مانند
بوسه‌ات بر لبانم
به پرنده‌ای در باد می‌ماند
چشمان سیاهم بر روشنای اندامت
فواره‌های جوشان در دل شب را یادآورند
چونان ستاره ی زحل
بر مدار تو دور دایره می‌گردم
در رویاهایم
بر مداری می‌چرخم

عشق من
نه به درون می‌روم
نه باز می‌گردم
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #19
می ترسم از تنها بودن در این ساحل

مگذار شکوه چشمان تندیس وارت
یا عطر گل سرخی شبانه
با نفست بر گونه ام می نشیند از دست بدهم
می ترسم از تنها بودن در این ساحل
چونان درختی بی بار
سوخته در حسرت گل برگ جوانی
که گرمایش بخشد

اگر گنج ناپدید منی
اگر زخم دریده یا صلیب گور منی
اگر من یه سگم تو تنها صاحبمی
مگذار شاخه یی که از رود تو بر گرفته ام
و برگ های پاییزی اندوه بر آن نشانده ام را
از دست بدهم
 

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #20
مرد عاشق پیشه

در سرتاسر آسمان
تنها یک ستارهٔ‌گُشْن است.

لبریز از احساس و دیوانه از عشق
با ذره‌هایی از غبار و
گرده‌هایی از طلا.

برای دیدن قامت خود، اما
دنبال آینه‌ای می‌گردد!

آی ای نرکس مغرور نقره فام،
بر فراز آب‌ها!

در سرتاسر آسمان
تنها یک ستارهٔ‌گشْن است!

ترجمه از میمنت میرصادقی و نازنین میرصادقی
از کتاب شاعری شیفتهٔ رنگ – نشر نیلوفر
 
عقب
بالا