مشاعره مشاعره با اشعار فروغ فرخزاد

ABCDEFGH

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/7/20
ارسالی‌ها
464
پسندها
5,136
امتیازها
22,873
  • نویسنده موضوع
  • #1
بسم تعالی
شروع می‌کنیم اول خودم


[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]دلم می خواست های ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
ﺑﻠﻨﺪﻧﺪ
[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﻧﺪ
[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
ﺍﻣﺎ مهم ترین ﺩﻟﻢ می خواست ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ :
[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • #2
از تنگنای محبس تاریکی،
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو،
آه ای خدا ی قادر بی همتا​
 

nhirqm˙

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/8/20
ارسالی‌ها
187
پسندها
357
امتیازها
2,113
  • #3
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گنـ*ـاه و جنونم کشانده بود
 

MOBARAKEH

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/20
ارسالی‌ها
882
پسندها
8,971
امتیازها
30,873
سن
20
  • #4
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گنـ*ـاه و جنونم کشانده بود
دل من کودکی سبک‌سر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که می‌گفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جانش کرد؟
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #5
دل من کودکی سبک‌سر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که می‌گفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جانش کرد؟

ديدگان تو در قاب اندوه
سرد و خاموش
خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را
با زبان نگه گفته بودند
 

MOBARAKEH

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/20
ارسالی‌ها
882
پسندها
8,971
امتیازها
30,873
سن
20
  • #6
ديدگان تو در قاب اندوه
سرد و خاموش
خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را
با زبان نگه گفته بودند
درد تاریکی ست درد خواستن
رفتن و بیهوده از خود کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن​
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #7
درد تاریکی ست درد خواستن
رفتن و بیهوده از خود کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن​
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد
وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم
 

MOBARAKEH

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/20
ارسالی‌ها
882
پسندها
8,971
امتیازها
30,873
سن
20
  • #8
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد
وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #9
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
شاعری در چشم من می خواندشعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
 

رویا بیدار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
22/10/20
ارسالی‌ها
85
پسندها
434
امتیازها
3,013
  • #10
شاعری در چشم من می خواندشعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
هیچ جز حسرت نباشد کار من
بخت بد، بیگانه ای شد یار من
بی گنه زنجیر بر پایم زدند
وای از این زندان محنت بار من
 
عقب
بالا