روی سایت مجموعه اشعار از دل |‌ پناه سازگار کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع پناه سازگار
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 32
  • بازدیدها بازدیدها 3,202
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    عشق
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام مجموعه: از دل
شاعر: پناه سازگار
ویراستار: ریحانه نمازی‌فرد
مقدمه:

در هیاهوی شهر، سکوت ممتدی درونمان شروع به نواختن می‌کند؛
دیگر واژه‌ها سخن نمی‌گویند...
و شب می‌شود... .


از دل.jpg
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • #2
•| بسم رب العشق |•

629197_f51a41dc6db62ddb64ffaea46ee2561e.jpg


ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛
لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.
قوانین بخش اشعار کاربران

پس از ارسال پانزده پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #3
***
بیهوده از عقل مگو؛
من غوطه‌ور در منطقم!
از احساس می‌گویم؛
همان عضو از کار افتاده‌ام.
چون زندگی در عقل نیست،
عاقل کسی باشد که قلبش بله گویدش؛
عقلِ بی‌احساس همان جوب راکد است!

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #4
***
جان یا بدن دانی چیست؟
تو همان جان در بدنی.
تن من بی‌جان است؛
تو خودت را برسان...!

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #5
***
سرگردانم در شهر غریبه‌ها!
بی‌نشانی...
دستِ خالی...
خیس، گریان، پر تنش!
زخمی و بدهکار دلم.
تو کجایی؟!

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #6
***
شادی برفت و غم بیامد؛
اشعار من جانش درآمد.
تو نامدی؛ تقصیر من بود؟
خاک بر من! سردی ز من بود؟

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #7
***
یادت می‌آید؟!
آن شب،
خسته بودی؛
برایت لالایی خواندم...
و خوابت برد.
همان لالایی آخر کافی بود برای فهمیدن عمق دوست داشتنم!

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #8
***
خواهی که من کیستم؟
مستم پِی سرباز غم!
هستم؛ ولی بی‌ سرپناه.
عشقم؛ ولی معشوقه نه!
دردم؛ ولی مرهم چرا!
پر تناقض، پر سر صدا...
جذبم؛ ولی جذاب نه!

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #9
***
نوارهای خالی پر می‌شوند.
انسان‌ها، بی محتوا... .
تمامش کنید این جنگ مسخره‌ی نژادی را!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پناه سازگار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
  • نویسنده موضوع
  • #10
***
گل قرمز به باغش گفته بود:
«بپاشید از هم؛ بعد من هیچ‌کجا آرام نیست.»
بعد گل، گلی دگر روییده؛
گل قرمز رنگ و رو پریده!
تیغ و خاری که دلِ باغ همی بُبریده،
دل از ناکسی، سخت بُبریده!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا