دیالوگ نویسی دیالوگ‌های حقیقت |M.N کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MARYAM.NAJAFI
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 428
  • کاربران تگ شده هیچ

MARYAM.NAJAFI

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/12/19
ارسالی‌ها
1,264
پسندها
39,904
امتیازها
64,873
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #1
دیالوگ‌های حقیقت
نام نویسنده: M.N
خلاصه:
- می‌ری؟
- چاره دیگه‌ای نیست.
- می‌دونم.
- پس چرا می‌پرسی؟
- چون گاهی دلم دروغ می‌خواد. از حقیقت‌های تلخ بدم میاد.
- ما تهش رو می‌دونستیم.
- و من تهش رو باز می‌خواستم، نه تلخ و گس...!
- سیس!
- دیگه بریم.
- بریم.
- در پناه خدا!
- خداحافظ.
 

MARYAM.NAJAFI

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/12/19
ارسالی‌ها
1,264
پسندها
39,904
امتیازها
64,873
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #2
- یا رفیقت هستن یا نیستن، آدما گاهی واسه رفتن دلیل‌های بی‌خودی میارن.
- نمی‌دونم. می‌خوام وقتی خستم باهام حرف بزنن ولی...
- می‌دونم چی می‌گی، می‌خوای وقتی هیچ کسی نبود اونا باشن، خستگیت رو از تنت بکشن بیرون ولی نیستن.
- دقیقاً!
- گذشته‌ها گذشته، حال رو بچسب شاید این جدایی هرچند سخت ولی نیاز باشه و به صلاحت.
- من بهشون نیاز دارم.
- زندگی همینه، با واقعیت رو به رو شو! شاید الان به زور بتونی کنار خودت نگهشون داری بعداً که نمیتونی، کسی که می‌خواد بره میره، چه بادلیل چه بی‌دلیل.

 

MARYAM.NAJAFI

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/12/19
ارسالی‌ها
1,264
پسندها
39,904
امتیازها
64,873
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #3
- کجا؟
- همون‌جایی که ازش اومده بودم.
- چرا؟
- چون دلم نمی‌خواد اینجا باشم.
- پس چرا اومدی؟
- وقتی اومدم، نمی‌دونستم قراره این‌جا زیر بار واژه‌ها له بشم.
- بیا و فراموش کن.
- تو زخمی بشی، به خون زخمت میگی بند بیا بند میاد؟
- نه!
- پس حرفی رو بزن که بشه درک کرد.
- مرهم میشم.
- مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان!
- برگرد... .

***
- چیزی نیست مادر کابوس دیدی. این لیوان آب رو بخور.

 
آخرین ویرایش

MARYAM.NAJAFI

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/12/19
ارسالی‌ها
1,264
پسندها
39,904
امتیازها
64,873
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #4
- دیشب داشتی کابوس ‌دیدی؟
- آره! مامان گفت؟
- بله. الان بهتری؟
- خوبم.
- دروغ‌گوی خوبی نیستی.
- چی؟
- هیچی صبحونت رو بخور.
- امروز منو می‌رسونی؟
- کجا؟
- سالن موسیقی!
- باشه.

 
عقب
بالا