متفرقه شعر، رقصِ واژه هاست

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 20
  • بازدیدها بازدیدها 1,199
  • کاربران تگ شده هیچ

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #11
اینکه می گویند
من بدون تو نمی توانم زندگی کنم
من از آن دسته نیستم
من بی تو هم می توانم زندگی کنم
اما
با تو جور دیگری زندگی خواهم کرد


"ناظم حكمت"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #12
یقه بالا می‌دهیم
دست‌ها در جیب
سیگار به ته رسیده میان ِ لب
به دیوار تکیه می‌دهیم
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا
نه
بدبختیم...


"علیرضا روشن"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #13
آشنا اینجا رفیقی تا دهان داری،نداری
فکر کردی سهمی از این آسمان داری؟؟!
نداری
توی مشتش
سیبِ سرقت
چشمش اما خیس انکار
ترس افتادن
پریدن...
در صفوف هنگ کفتار!!


"علیرضا جان آذر"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #14
بعضی با برج های پدرهاشان
بعضی دیگر با آرزوهاشان
و بعضی با دنیاشان
من و تو اما
با نداری هامان
بزرگ شدیم.
آنقدر بزرگ
که جایی در دنیای کوچکشان
نداشتیم.


"محمدعلی بهمنی"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #15
نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه می رسی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام درین امید پیر شد
نیامدی و دیر شد…

"هوشنگ ابتهاج"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #16
چه مهمانان بی دردسری هستند؛
مردگان
نه به دستی ظرفی را
چرك می كنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندكی سكوت...

"حسین پناهى"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #17
سال‌هاست
تلفنی در جمجمه‌ام زنگ می‌زند
و من
نمی‌توانم گوشی را بردارم
سال‌هاست شب و روز ندارم
اما
بدبخت‌تر از من هم هست
او...
همان کسی‌ست که به من زنگ می‌زند !

"رسول یونان"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #18
شاید
کفش‌های پاشنه بلند می‌پوشد
تا کمی به آسمان نزدیک شود!
سادگی را خوب درک کنی اگر
نمی‌گویی
زن‌ها پیچیده اند!
وقتی آسمان ابری‌ست
هزار دل هم داشته باشی
می‌گیرند و ولت نمی‌کنند.
حالا کافیست
سیگارت را خاموش کنی
گلویت را صاف
درست به چشم های "زن" خیره شوی
و به این فکر کنی
از خدا
دو کاسه عشق خواسته ای
او نیز "چشم" گفته است!

"بهرنگ قاسمی"
 
آخرین ویرایش

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #19
منظره ى ويرانى آدم ها غم انگيزترين منظره ى دنياست.
ببينى كسى مثل طاووس مى‌رفته،
حالا مرغ نحیفی است،
پرش ریخته،
ببینی کسی خود را ملکه‌ای می‌پنداشته
و تو را بنده ی زر خرید،
حالا منتظر گوشه ی چشمی است به او بکنی.

"رضا قاسمی"
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • نویسنده موضوع
  • #20
با آنکه جز سکوت
جوابم نمیدهی
در هر سوال
از همه پرسیده‌ام تو را،
از شعر و استعاره
و تشبیه برتری
با هیچ کس به جز تو،
نسنجیده ام تو را...!

"قیصر امین پور"
 
عقب
بالا