ارسال متن نوشــــــتــــــن در لــــــحـــــظـــــه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع مهدیه احمدی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 220
  • بازدیدها بازدیدها 11,880
  • کاربران تگ شده هیچ

مهدیه احمدی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
23/6/18
ارسالی‌ها
2,778
پسندها
50,419
امتیازها
66,873
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام حق
دوستان سلام....
ایندفعه با این تاپیک می‌خوام هر چیزی که با خوندن کلمه‌ای که می‌گیم به ذهنتون میاد در حد سه یا چهار خط بنویسید.
الان براتون می‌گم روند تاپیک چطور هست و امیدوارم به همین شکل جلو برین و از تاپیک لذت ببرین.
هر کسی متن نوشت یک کلمه هم پیشنهاد دهد.
خب مثلا من میگم باران اول جمله کلمه رو بنوحرفم با بـوسه‌ی ادوارد قطع شدیسید که بدونیم متنی که فلبداهه نوشتین مربوط به کدام کلمه هست. به طور...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

AVA_SEY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/3/20
ارسالی‌ها
1,796
پسندها
15,996
امتیازها
40,573
  • #2
اشک ها گاهی در قالب خندیدن خودشان را نشان می دهند ،گاهی قهقه ها بوی نم میدهند ، بوی غم و گریستن ، به ما گفتند اشک ریختن و خندیدن تضاد هستند ؛ ان ها اشتباه می کردند ، این دو کلمه عجیب شبیه هستند
کلمه :پاییز
 

مهدیه احمدی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
23/6/18
ارسالی‌ها
2,778
پسندها
50,419
امتیازها
66,873
  • نویسنده موضوع
  • #3
پاییز. قلب من همیشه خزان پاییز است و احساسم برگ‌های رنگ به رنگ آن هستند. آری من همان بانوی پاییزی هستم که دلش یک رنگی خواست اما فقط آدم‌های رنگارنگ دوره‌اش کردند.
بهار
 

AVA_SEY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/3/20
ارسالی‌ها
1,796
پسندها
15,996
امتیازها
40,573
  • #4
سال هایست که بهار را در زندگیم ندیدم ، انگار که با رفتنت بهار هم چمدان خود را برداشته ، شادی را اویز دستانش کرده و لبخند ها را پهن کرده و کوچ ابدی کرده ، انگار سال های زیادیست که حال من و زندگیم خزان است بهاری نمی بینیم ، حبس ابد یک روز خورده به من ، دلبر جان قدم پای تو بهار را به خانه ما راهی می کند ، بیا
کلمه : عشق
 

•[TINA]•

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/3/20
ارسالی‌ها
1,467
پسندها
6,350
امتیازها
25,673
  • #5
سه نشونه ي عاشقی
۱. پیامشو دوباره میخونی
۲. وقتی بهش فکر میکنی لبخند می‌زنی و قلبت میلرزه
۳. وقتی داشتی این دو موردو میخوندی فقط یه نفر اومد تو ذهنت !

قلم
 

مهدیه احمدی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
23/6/18
ارسالی‌ها
2,778
پسندها
50,419
امتیازها
66,873
  • نویسنده موضوع
  • #6
قلم،
نوشتن داستانی از عشق غمگین، شاید پایانی خوش.
اما قلم فقط برایم حکم نوشتن است حتی گاهی نوشتن لحظه‌های شاد و غمگینم در برگه‌ای از خاطره نوشته‌هایم به نام دلبر.

دلبر.
 

*یــگــانــه*

سرپرست تالار کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,801
پسندها
10,284
امتیازها
37,173
  • #7
دلبر
برق نگاهت، بلای جان من است!
دلبری می‌کنی و من عاشق بلایی که به جانم انداختی می‌شوم.
پارادوکس
 

AVA_SEY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/3/20
ارسالی‌ها
1,796
پسندها
15,996
امتیازها
40,573
  • #8
کل زندگی ام شده پارادوکس ، زنده هستم اما در من مرگ توالی دارد، می خندم اما در من یک شهر در مقابل قبرستان زار میزنند ،سکوت میکنم اما چشم هایم حرف ها را جیغ می کشند ، حال عجیبیست زندگی در مرگ
کلمه : اشتباه
 

kimia_sh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
5/1/20
ارسالی‌ها
112
پسندها
1,813
امتیازها
11,453
  • #9
من و تو
نگران نباش؛ فهمیدم که این ترکیب، اشتباه بود.
دیر شده؟
باکی نیست. در خیال من، این اشتباه زیباترین ترکیب شد.
نقطه سر خط.
کلمه: حرف
 

•[TINA]•

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/3/20
ارسالی‌ها
1,467
پسندها
6,350
امتیازها
25,673
  • #10
روزی روزگاری سقراط در جمع دنبال کنندگانش نشسته بود و گفت «من تنها یک چیز میدانم» جمع سکوت اختیار کرد تا این کشف بزرگ استاد فلسفه را بشنود که سقراط سکوت را شکست و ادامه داد «که هیچ چیز نمیدانم !»
زیبا ترین پارادوکس جهان!

دلبر
برق نگاهت، بلای جان من است!
دلبری می‌کنی و من عاشق بلایی که به جانم انداختی می‌شوم.
پارادوکس
 
عقب
بالا