کامل شده مجموعه اشعار اشعار آخر قصه | ابوالفضل سنبلی بیدگلی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع زینب میشی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 100
  • بازدیدها بازدیدها 7,307
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    اشعار سنبلی بیدگلی
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #1
بنام خدا

1478_آخر_قصه.jpg

آخر قصه را اول بگویم :

یکی بود

یکی نبود ...
 
آخرین ویرایش

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #2
دلم پر است

شبیه تفنگ یک شکارچی پیر

که مردد مانده است

ماشه را بکشد

یا اجازه دهد بچه آهو

از شیر خوردن فارغ شود.
 
آخرین ویرایش

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #3
رخسارم
زرد شده است
پاییز من از راه رسیده است
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #4
دوست داشتن تو
کار آسانی نیست

پیر شده ام
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #5
چه کار سختی دارند این شعرها
در چند جمله کوتاه
تمام دلتنگی مرا
میخواهند مخابره کنند
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #6
بوی سوختن می آید
دوباره از خاطرم گذشته ای....
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #7
دلتنگی

چمدانی ست قدیمی که وقت رفتن

هرچقدر هم بزرگ باشد

مجبور میشوی قسمتی از وجودت را

رها کنی و...

بروی....
 
آخرین ویرایش

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #8
تو چند نفر بودی
که با رفتنت
اینقدر تنها شده ام
 
آخرین ویرایش

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #9
ترس از تنهایی ست
حرف زدن با خویش در خلوت
سوت زدن در تاریکی
وگرنه هیچ دیوانه ای
با خودش حرف نمیزند
هیچ عاقلی
از تاریکی خالی نمیترسد
 

زینب میشی

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
  • نویسنده موضوع
  • #10
هر شعر زخم کهنه ایست
که وقت و بی وقت
توی خلوت یا شباهنگام
خون تازه میچکد از آن
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا