دفتر آزادنویسی دفتر آزادنویسی افکار سرگردان | دلوین کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mobina.Yahyazade
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 12
  • بازدیدها بازدیدها 150
  • کاربران تگ شده هیچ

delven

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/26
ارسالی‌ها
55
پسندها
90
امتیازها
123
  • #11
اگر فکرهای توی سرم حقوق می‌گرفتن،
الان من ورشکسته بودم. 😂

هر کدومشون یه شیفت دارن.

یکی مسئول یادآوری سوتی‌های قدیمه.

یکی مسئول نگرانی درباره اتفاقاییه که هنوز نیفتادن.

یکی هم هیچ کاری نمی‌کنه...
فقط هر از گاهی می‌پره وسط و می‌گه:

«فکر کن اگه پنگوئن‌ها می‌تونستن پرواز کنن چی می‌شد؟»

برادر من...
الان وقت این سؤاله؟!

از همه بامزه‌تر «اعتمادبه‌نفس»مه.

وقتی می‌خوام یه نفر رو ببینم، قایم می‌شه.

ولی وقتی دارم دوش می‌گیرم،
کنسرت برگزار می‌کنه، سخنرانی می‌کنه،
حتی جایزه اسکار هم می‌گیره!

یعنی بهترین نسخه‌ی خودم،
همیشه داخل حمامه...

بیرون که میام،
دوباره نسخه‌ی آزمایشی می‌شم. 🤦🏻‍♂️😂

فکر کنم خدا موقع ساختن آدم،
یه ذره شوخی هم قاطی خاکش کرده...

وگرنه هیچ موجود عاقلی
بعد از پنج بار باز...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

delven

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/26
ارسالی‌ها
55
پسندها
90
امتیازها
123
  • #12
امروز فهمیدم آدم بعضی وقت‌ ها
حتی حوصله‌ ی خودش رو هم نداره.

نه اینکه ناراحت باشه…
فقط دلش نمی‌ خواد
با هیچ‌ کس، حتی با خودش، جلسه برگزار کنه.

گوشی رو بر می‌ داری،
پیام‌ ها رو می‌ بینی،
می‌ گی بعداً جواب می‌ دم.
"بعداً" می‌ رسه،
باز می‌ گی بعداً.

سه روز بعد،
پیام رو باز می‌ کنی و می‌ نویسی:

«ببخشید، تازه دیدم.»

در حالی که پیام از بس دیده شده،
دیگه جزئی از خانواده‌ ات شده! 😂

گاهی هم می‌ ری توی شبکه‌ های اجتماعی
فقط برای پنج دقیقه.

پنج دقیقه بعد:
می‌ فهمی یه نفر که نمی‌ شناسی
امروز صبحانه‌ اش چی بوده،
کجا رفته،
چه کفشی پوشیده
و چرا با دوست‌ پسر سابقش قهر کرده.

ولی هنوز یادت نیست
برای چی اصلاً گوشی رو برداشتی! 🤦🏻‍♂️

زندگی مدرن یه چیز عجیبیه؛
همه‌ چیز در دسترسمونه،
ولی آرامش نه.

با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

delven

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/26
ارسالی‌ها
55
پسندها
90
امتیازها
123
  • #13
امروز با خودم قرار گذاشتم
دیگه به حرف مردم اهمیت ندم.

پنج دقیقه بعد...
داشتم فکر می‌کردم
«نکنه اون روز فلانی از حرفم ناراحت شده باشه؟» 😂

ما آدم‌ها عجیبی هستیم؛
می‌گیم نظر بقیه مهم نیست،
ولی اگه یکی پیاممون رو با «اوکی» جواب بده،
تا سه روز جلسه‌ی تحلیل برگزار می‌کنیم.

«اوکی» یعنی چی؟
عصبانیه؟
حوصله نداره؟
ازم ناراحته؟
نکنه دیگه دوستم نداره؟

آخرش هم معلوم می‌شه طرف
وسط رانندگی بوده و فقط تونسته بنویسه «اوکی»! 🤦🏻‍♂️

اصلاً چرا مغز ما همیشه دنبال معنی پشت چیزهاست؟

یکی می‌گه:
«باشه.»

ما:
«باشه‌ی معمولی بود یا باشه‌ی مشکوک؟»

یکی می‌گه:
«هر طور راحتی.»

ما:
«این جمله قطعاً تهدید داشت!» 😂

گاهی باید قبول کنیم
همه‌چیز رمز و راز نیست.

گاهی «اوکی» فقط اوکیه.

گاهی سکوت، فقط سکوت است.

گاهی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا