گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد دلنوشته خرابه‌های خاموش | bahar کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 292
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,977
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام اثر: خرابه‌های خاموش
نویسنده: بهار
مقدمه:

در جانِ هر آدمی، خرابه‌ای‌ست که هیچ نقشه‌برداری به سراغش نرفته است. ما دیوارهایِ ترک‌خورده‌ی درونمان را پشتِ لبخندهایِ روزمره پنهان کرده‌ایم. “خرابه‌های خاموش” حکایت آن جنگ‌های بی‌صداست؛ روایتِ زخم‌هایی که نه خون می‌چکانند و نه ردِ تیغ بر پوست دارند، اما آوارِ فرو ریختن‌شان، ستون‌های استوارِ روح را به لرزه می‌اندازد. اینجا، مجالِ حرف زدن از دردهایی است که دیده نشدند، اما تمامِ ما شدند.
 
آخرین ویرایش

سایه خیز

ناظر آزمایشی کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
1,050
پسندها
18,087
امتیازها
41,073
سن
20
  • #2
سلام عزیزم دلنوشته زیبایی داشتید
احساساتتون رو به زیبایی بیان کرده بودید
منتها پیشنهاد میدم بیشتر از آرایه استفاده کنید چون آرایه خیلی بهتر میتونه احساسات رو به مخاطب نشون بده
 

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,977
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #3
سلام عزیزم دلنوشته زیبایی داشتید
احساساتتون رو به زیبایی بیان کرده بودید
منتها پیشنهاد میدم بیشتر از آرایه استفاده کنید چون آرایه خیلی بهتر میتونه احساسات رو به مخاطب نشون بده
درود زیبا؛
خیلی ممنونم بابت تایمی که برای مطالعه گذاشتین^^
و ممنون بابت نظرتون، بسیار ارزشمنده✨️
 

ترنم واژه ها

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
308
پسندها
2,228
امتیازها
11,933
  • #4
سلام زیبا، امیدوارم حال دلت خوب باشه🩷
دلنوشته بسیار زیبایی داشتی و حسابی لذت بردم.

اولین چیزی که فقط دوست نداشتم در مقدمه به همون درد ها و غم ها اشاره شده، کلمات خیلی خاص و عالیه کاش بشه اون اشاره کلی که موضوع چیه رو به نحوه دیگه بیان کرد.

بقیه دلنوشته رو دوست داشتم، این هم قسمت هایی که خیلی خاص بود از نظرم:

«، درختِ خودساخته‌ای بودم که در خاکِ خویش ریشه دوانده بود»

«بخشیدنِ بیش از حد، گاهی شکلِ دیگر نابودی است. »

«دوست داشته نشدن، یعنی سال‌ها در اتاقی زندگی کنی که دیوارهایش از سنگِ بی‌تفاوتی ساخته شده‌اند و پنجره‌هایش رو به هیچ‌کس باز نمی‌شوند»

«پرنده‌ای که در تارهایِ نامرئیِ فراموشی گرفتار شده و هر چه بیشتر بال می‌زند، بیشتر به مرگِ خاموشِ خود نزدیک می‌شود.»

«هیچ‌یک از این...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,977
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #5
سلام زیبا، امیدوارم حال دلت خوب باشه🩷
دلنوشته بسیار زیبایی داشتی و حسابی لذت بردم.

اولین چیزی که فقط دوست نداشتم در مقدمه به همون درد ها و غم ها اشاره شده، کلمات خیلی خاص و عالیه کاش بشه اون اشاره کلی که موضوع چیه رو به نحوه دیگه بیان کرد.

بقیه دلنوشته رو دوست داشتم، این هم قسمت هایی که خیلی خاص بود از نظرم:

«، درختِ خودساخته‌ای بودم که در خاکِ خویش ریشه دوانده بود»

«بخشیدنِ بیش از حد، گاهی شکلِ دیگر نابودی است. »

«دوست داشته نشدن، یعنی سال‌ها در اتاقی زندگی کنی که دیوارهایش از سنگِ بی‌تفاوتی ساخته شده‌اند و پنجره‌هایش رو به هیچ‌کس باز نمی‌شوند»

«پرنده‌ای که در تارهایِ نامرئیِ فراموشی گرفتار شده و هر چه بیشتر بال می‌زند، بیشتر به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا