این مورد به اتفاق هایی که در فیلمهای ترسناک رخ میدهد هم شباهت دارد. تصور کنید که بمبهای گوشتی از آسمانی صاف به زمین بیفتند. البته منظورمان از بمب گوشتی، سوسیسهای یخ زده یا استیک بستهبندی شده نیست. بلکه در مورد تکههای بزرگ گوشت خام صحبت میکنیم که در محیطی به اندازه یک مزرعه کشاوری پخش شدند.
این اتفاق که با نام باران گوشت کنتاکی شناخته میشود، در ماه مارس ۱۸۷۶ در یک شهر کوچک به نام Olympia Springs رخ داد. در آن هنگام زنی در حال کار کردن در بیرون خانه بود که متوجه شد تکههای گوشت خام شبیه به دانههای خونین برف از آسمان به زمین میآيند. هر تکه گوشت به طور متوسط ۵ سانتیمتر مربع...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
جون و جنیفر گیبونز دوقلوهایی بودند که نزدیک یک پادگان ارتش ولز زندگی میکردند. آنها خیلی دیر زبان باز کردند و هنگامی که صحبت کردند هم تنها با یکدیگر و آن هم به صورتی تقریبا نامفهوم این کار را انجام میدادند. هر چقدر که این دو خواهر بزرگ شدند، فهمیدن زبان آنها برای دیگران سختتر شد و در نهایت کار به جایی رسید که هیچکس متوجه حرفهای آنها نمیشد.
البته آنها با این مسئله هیچ مشکلی نداشتند؛ زیرا فقط میخواستند با همدیگر باشند. آنها حتی حرکات فیزیکی همدیگر را بدون هیچ تلاشی و به صورت ناخودآگاه تقلید میکردند. خواهران گیبونز سیاه پوست بودند و چون در یک جامعه سفید زندگی میکردند، اغلب به آنها...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
در ۹ ژوئن ۱۹۱۲، در یک شهر کوچک به نام Villisca در ایالت Iowa آمریکا، مردی با یک تبر وارد یک خانه دو طبقه شد و تاریخچه این شهر را برای همیشه تغییر داد. روز بعد، یکی از همسایهها به خانه کناری خود رفت تا به جو مور، همسرش سارا و ۴ فرزند آنها سر بزند؛ اما در عوض با یک صحنه جهنمی و فراموش نشدنی مواجه شد.
همه آنها بر اثر ضربات زیاد کشته شده و سپس تکه تکه شده بودند. حتی سقف بالای سر قربانیان نیز به خون آلوده شده بود که نشان میداد قاتل با نفرت و زور فراوان این کار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
در مردابهای جنوب آمریکا هیولایی زندگی میکرد که برای دههها موجب وحشت حیوانات و مردم شده بود. این هیولا که به نامهای تام دو انگشتی و هیولای قرمز چشم جهنم نیز شناخته میشود، یک تمساح ۴.۳ متری بود که به کابوس افراد نزدیک مردابها تبدیل شده بود.
برای اولین بار در سال ۱۹۳۴ از این تمساح در یک کتاب یاد شد؛ اما افسانه او به چند دهه قبل برمیگردد، وقتی که او چهارپایان اهلی آلاباما و فلوریدا را میربود و مردم را وحشت زده میکرد. این تمساح لقب تام دو انگشتی را به خاطر رد پایی که از خود به جا میگذاشت، به دست آورد. مردم گمان میکنند که او دو انگشت خود را در یک تله فولادی از دست داده است.
[IMG...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
هرجایی که میروید انگار یک زمزمه آرام شما را دنبال میکند. فرقی هم نمیکند که سر کار، خانه یا در کنار دوستان و خانواده باشید.شما هرکاری میکنید که صدا را نشنوید؛ اما فایدهای ندارد. حتی به بقیه میگویید که از این صدا کلافه شدهاید، ولی دیگران آن را نمیشنوند. انگار دیوانه شدهاید. چیزی که گفتیم یک اتفاق واقعی ترسناک است که در برخی منطق جغرافیایی خاص در انگلستان، اسکاتلند و آمریکا رخ داده است. در واقع دو درصد از جمعیت محلی این مناطق گفتهاند که یک زمزه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.