خانواده «همه‌چیز خوب بود» اما وقتی کودکیِ سالم، ما را به سمتِ درمان می‌کشاند!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ᴄʟɪɴɪᴄᴀʟΨ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 34
  • کاربران تگ شده هیچ

ᴄʟɪɴɪᴄᴀʟΨ

کاربر قابل احترام
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
11/9/21
ارسالی‌ها
4,878
پسندها
51,904
امتیازها
77,373
مدال‌ها
78
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #1
«همه‌چیز خوب بود» اما…؛ وقتی کودکیِ سالم، ما را به سمتِ درمان می‌کشاند! 🤔

بارها شنیده‌ایم: «بچگی من خوب بود…» والدینم دوسم داشتن، اذیتم نکردن، کنارم بودن. پس چرا امروز، با اینکه ظاهراً هیچ مشکل بزرگی ندارم، باز هم یه حسِ ناخوشایند ته دلم هست؟ انگار یه چیزی گم شده… یه چیزی که حتی نمی‌تونم اسمشو بذارم! 🤷‍♀️

اول از همه، این احساس گناه رو بذاریم کنار! ✋

خیلی از ماها توی خانواده‌هایی بزرگ شدیم که از بیرون «عادی» و «سالم» به نظر می‌رسن. شاید والدینمون واقعاً بهترینِ خودشون رو انجام دادن، اما خودشون هم با یه عالمه زخمِ کهنه از گذشته دست و پنجه نرم می‌کردن. یادت باشه، تروما همیشه یه اتفاقِ بزرگ و آشکار نیست! گاهی وقتا، ریشه‌اش توی یه چیزی ظریف‌تر و عمیق‌تره…

💔 دل‌آشوبِ دلبستگی: وقتی امن‌ترین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ᴄʟɪɴɪᴄᴀʟΨ
عقب
بالا