کارگاه دیالوگ‌سرا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 25
  • بازدیدها بازدیدها 2,030
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    دیالوگ نویسی
  • کاربران تگ شده هیچ

فرشته رحمانی

مدیر آزمایشی شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
197
پسندها
744
امتیازها
3,933
سن
30
  • مدیر
  • #21
- چرا داری در مقابل فهمیدن مقاومت می‌کنی؟ حرفام برات یه شوخیه؟ اون یه جادوگره و تاریخ نشون داده نمیشه به هیچ جادوگری اعتماد کرد. خصوصا جادوگری که دهنشو می‌بنده و شروع می‌کنه به عمل کردن....من اصلا احساس خوبی ندارم!
 

Z.A.D.I

منتقد ادبیات + مترجم آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/10/22
ارسالی‌ها
568
پسندها
2,987
امتیازها
14,773
سن
5
  • مدیر
  • #22
- جادوگر دیروز اینجا بود. کم حرف تر از همیشه بود. آروم و قرار نداشت. انگار منتظر بود یه اتفاق بد بیفته.
از اونجایی که شروع کننده مکالمه خودم بودم میتونم بگم که قصدم ادامه دادن یه داستان فانتزی بود‌ و بیشتر انتظار داشتم نفر بعدی در مورد اتفاق بد بگه و اینکه به نظرش چه چیزی می‌تونه اتفاق بیفته.
شاید چیزی را حس کرده که بقیه نمی‌دیدند
شاید هم جادوگر نبوده فقط دلش خبرهایی را می‌شنیده که زبانش قادر به بیان آن نبوده است
این مکالمه شک و تردید فرد رو نسبت به مکالمه اول نشون میده و جادوگر بودن یا اتفاق بد رو زیر سوال می‌بره.

لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • مدیر
  • #23
- اون تازه پدرش رو از دست داده. چرا یه‌کم درکش نمی‌کنی؟!
 

Z.A.D.I

منتقد ادبیات + مترجم آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/10/22
ارسالی‌ها
568
پسندها
2,987
امتیازها
14,773
سن
5
  • مدیر
  • #24
- درکش کنم؟! کی منو درک میکنه؟! سه ماهه دنبالشم تا پولمو پس بده. منم بدبختی دارم. هی امروز و فردا کرد و من رو سر دووند. حالا هم مرگ باباش رو بهونه کرده. ازش پولمو می‌خوام جرم کردم؟ از اون خدابیامرز سهم الارث که بهش میرسه! پول من رو بده، عزاداریش رو هم بکنه.
 

سایه خیز

ناظر آزمایشی کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
1,050
پسندها
18,087
امتیازها
41,073
سن
20
  • #25
-می‌دونم توهم شرایط بدی داری! ولی خوب اون تنها پناه زندگیشم از دست داده؛ فکر کن یهو به خودت میای می‌بینی دیگه اونی که آغوشش برات آرامش تزریق می‌کرد و دارن خاک می‌کنن، این همه وقت صبر کردی، این چند روزم روش!
 

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #26
-می‌دونم توهم شرایط بدی داری! ولی خوب اون تنها پناه زندگیشم از دست داده؛ فکر کن یهو به خودت میای می‌بینی دیگه اونی که آغوشش برات آرامش تزریق می‌کرد و دارن خاک می‌کنن، این همه وقت صبر کردی، این چند روزم روش!
- از نصیحت واسه آدم بی‌پول درمون درنمیاد. دلم نمی‌سوزه آقا، دلم نمی‌سوزه. مگه وقتی بچه‌ی من تو بیمارستان بستری بود و جیبم خالی بود، کسی به فکر من افتاد؟ بهش میگی پول منو برداره بیاره وگرنه با مامور میام. برامم مهم نیست آبروش بره.
 
عقب
بالا