- تاریخ ثبتنام
- 1/5/26
- ارسالیها
- 189
- پسندها
- 323
- امتیازها
- 2,033
- نویسنده موضوع
- #11
[THANKS]یک روز سرگرد بهم زنگ زد و با جدیت گفت:
- ببخشین مزاحم شدم میتونین با پلیس همکاری کنین؟ آخه کارمون سخته.
در کمال آرامش گفتم:
- باید چکار کنم؟
- رد دزده رو گرفتیم الان داره قاچاق کودک میکنه بهتره به این آدرس برین و به عنوان مهمون ازش اطلاعات بگیرین.
قبول کردم باید عصر به آدرس گفته شده میرفتم کارم سخت بود امّا هیجان رو دوست داشتم عصر که شد به مادرم خبر دادم دارم جایی میرم. وقتی به آدرس رسیدم زنگ در خونه رو زدم وقتی داخل شدم سلام کردم به عنوان مهمون روی مبل زرشکی رنگ نشستم. دقیقاً تو دل خطر بودم منتظر دزده قاچاق بودم کارم رو باید ظریف انجام میدادم. پشیمون شدم از اومدنم اونم تنها قرار شد پلیس مامور بفرسته تا مراقبم باشه یک فرد جوون هیکلی اومد کنارم وقتی دزده بچه ها رو اتاق زندانی...
- ببخشین مزاحم شدم میتونین با پلیس همکاری کنین؟ آخه کارمون سخته.
در کمال آرامش گفتم:
- باید چکار کنم؟
- رد دزده رو گرفتیم الان داره قاچاق کودک میکنه بهتره به این آدرس برین و به عنوان مهمون ازش اطلاعات بگیرین.
قبول کردم باید عصر به آدرس گفته شده میرفتم کارم سخت بود امّا هیجان رو دوست داشتم عصر که شد به مادرم خبر دادم دارم جایی میرم. وقتی به آدرس رسیدم زنگ در خونه رو زدم وقتی داخل شدم سلام کردم به عنوان مهمون روی مبل زرشکی رنگ نشستم. دقیقاً تو دل خطر بودم منتظر دزده قاچاق بودم کارم رو باید ظریف انجام میدادم. پشیمون شدم از اومدنم اونم تنها قرار شد پلیس مامور بفرسته تا مراقبم باشه یک فرد جوون هیکلی اومد کنارم وقتی دزده بچه ها رو اتاق زندانی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.