دلنوشته مجموعه دلنوشته‌های طلوعِ ناگزیر | نیلدا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ✭NiLdA☽
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 10
  • بازدیدها بازدیدها 153
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    دلنوشته
  • کاربران تگ شده هیچ

✭NiLdA☽

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
31
پسندها
165
امتیازها
490
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #11
از میانِ ویرانه‌هایِ آرام

بعضی فروپاشی‌ها صدا ندارند؛
نه چیزی در جهان می‌شکند،
نه آسمان تیره‌تر می‌شود،
نه حتی آدم‌ها از کنارِ اندوهت چیزی می‌فهمند.
همه‌چیز ظاهراً سرِ جای خودش باقی می‌ماند،
اما در جایی عمیق از روح،
ستونی خاموش ترک برمی‌دارد
و انسان ناگهان زیرِ آوارِ نسخه‌ای از خودش می‌ماند که سال‌ها با زحمت ساخته بود.
من روزی فکر می‌کردم قوی بودن یعنی دوام آوردن،
یعنی لبخند زدن در اوج خستگی،
یعنی ادامه دادن حتی وقتی درونت آرام‌آرام خاموش می‌شود.
فکر می‌کردم آدم‌ها باید یاد بگیرند دردهایشان را بی‌صدا حمل کنند
تا مبادا جهان، ترک‌های قلبشان را ببیند.
اما هیچ‌کس به ما نگفته بود
روحی که مدام خودش را پنهان می‌کند،
روزی آن‌قدر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ✭NiLdA☽
عقب
بالا