گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد دلنوشته فرونشسته در جان | آلاریگی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ~Alaa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 17
  • بازدیدها بازدیدها 377
  • کاربران تگ شده هیچ

~Alaa

مدیر آزمایشی سینما
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
224
پسندها
1,062
امتیازها
6,753
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #11
درود عزیز جان امیدوارم حالت خوب باشه
درود قشنگم همچنین✨.
اول بگم من سوادی توی نقد دلنوشته ندارم بیشتر نظر شخصی خودم رو میگم و احساسی که به نوشته های شما داشتم
نظر شخصی شما از هرگونه نقدی برای بنده با ارزش تره مثل بقیه دوستان دیگه
از اسم دلنوشتت خیلی خوشم اومد کامل جذب شدم برای ادامه
مقدمه قشنگ و ادبی بود فهمیدم موضوعش همونیه که توقع داشتم نویسنده قراره از دلتنگی و رفتن معشوق بگه و از حالاتش برامون توصیف کنه.
باعث افتخاره.
درواقع بیشتر منظورم حس از دست دادن از طریق مرگ بود جانم♥️.
[QUOTE="im.Aby...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

F.Śin

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/1/18
ارسالی‌ها
1,360
پسندها
18,523
امتیازها
42,073
سن
23
  • #12
سلام به آلا،
شبت بخیر باشه.
اول بی‌مقدمه بگم که دلنوشته‌ت رو عمیقاً درک کردم؛ به‌نظرم هر کسی در زندگی، یک‌بار سوگ رو تجربه کرده، چه سوگ به معنیِ فقدان(مرگ) و چه سوگِ عاطفی. شاید بابتِ همینه که تجربه‌ای که ازش نوشتی، می‌تونه به تجربیاتِ آدم‌های دیگه نزدیک باشه.
نوشته‌ی تو، ابهام و پیچیدگیش کمه؛ سعی کردی با جمله‌های روشن، احساسی که در وجودت هست رو به مخاطب منتقل کنی؛ بنابراین من ویژگی بارز دلنوشته‌ی تو رو در یک جمله می‌گم: این‌که تک‌تک جملاتش، واقعاً از دل بر اومده.
با این حال، بعضی وقت‌ها ظریف از آرایه‌ها استفاده کردی؛ مثل تشخیص که این جمله رو قشنگ‌تر کرد: «
لحظه‌هایی هست که واقعیت، بدون صدا و هیاهویی، از لا‌به‌لای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

~Alaa

مدیر آزمایشی سینما
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
224
پسندها
1,062
امتیازها
6,753
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #13
سلام به آلا،
شبت بخیر باشه.
سلام جانم♥️
اول بی‌مقدمه بگم که دلنوشته‌ت رو عمیقاً درک کردم؛ به‌نظرم هر کسی در زندگی، یک‌بار سوگ رو تجربه کرده، چه سوگ به معنیِ فقدان(مرگ) و چه سوگِ عاطفی. شاید بابتِ همینه که تجربه‌ای که ازش نوشتی، می‌تونه به تجربیاتِ آدم‌های دیگه نزدیک باشه.
نوشته‌ی تو، ابهام و پیچیدگیش کمه؛ سعی کردی با جمله‌های روشن، احساسی که در وجودت هست رو به مخاطب منتقل کنی؛ بنابراین من ویژگی بارز دلنوشته‌ی تو رو در یک جمله می‌گم: این‌که تک‌تک جملاتش، واقعاً از دل بر اومده.
خب اینکه پیچیدگی کمی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

M A H D I S

مدیر بازنشسته کتاب + عکاس انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
870
پسندها
13,266
امتیازها
31,973
سن
25
  • #14
سلام آلاجان
دل‌نوشته‌ات رو خوندم و حس فقدانی که درونش موج می‌زد احساساتم رو درگیر کرد.
من مثل دوستان در نقد حرفه‌ای نیستم و چیزی که متوجه شدم این بود دل‌نوشته‌ات سیر خاص خودش رو داره و همون سیر به خوبی طی شده.
از این خط خیلی خوشم اومد ♡
مانده‌ام با خلائی که حال نه مرا می‌ترساند و نه آرامم می‌کند.
موفق باشی عزیزم
 

~Alaa

مدیر آزمایشی سینما
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
224
پسندها
1,062
امتیازها
6,753
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #15
سلام آلاجان
دل‌نوشته‌ات رو خوندم و حس فقدانی که درونش موج می‌زد احساساتم رو درگیر کرد.
من مثل دوستان در نقد حرفه‌ای نیستم و چیزی که متوجه شدم این بود دل‌نوشته‌ات سیر خاص خودش رو داره و همون سیر به خوبی طی شده.
از این خط خیلی خوشم اومد ♡

موفق باشی عزیزم
سلام جانم💋.
سپاسگزارم که نظر ارزشمندت رو برام نوشتی
مرسی جانم:)🫶🏻
 

| Ṃὄђᾄммᾄḋ |

مدیر بازنشسته وحشت
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
1,710
پسندها
18,269
امتیازها
43,073
  • #16
سلام وقتت بخیر
از خوندن دلنوشته لذت بردم و یه حس غریبی بهم دست داد که حقیقتاً دلم گرفت
در کل قشنگ بود و دلنشین
امیدوارم همینطور عالی ادامه‌اش بدی
قلمت سبز و مانا، موفق باشی
 

ترنم واژه ها

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
308
پسندها
2,228
امتیازها
11,933
  • #17
سلام عزیزدلم✨🤍
اول از همه بگم «مرسی از قلمت زیبا و لذت بخشی که داشتی، حسابی لذت بردم.»

یک سری نکات به چشم من اومد میخواستم بگم :
بعضی جملات که به کار بردی عمیقأ به دل میشینه و انگار فقط برای یک عشق نوشته نشده و میشه به یک ارزو، دوستی و... از دست رفته ربط داد.
این جملات برای به شدت جالب بود!

دلنوشته تو احساسی هست و حسابی باید حواست باشه تا این بالانس به خوبی رعایت بشه و بعضی جاها اغراق نشه، خداروشکر این موضوع تو اثرت ندیدم.

اینکه یک ژانر تراژدی اجتماعی یا درام اجتماعی انتخاب کردی جالب، معمولا بیان تراژدی های زندگی آسون ولی بیان ادبی اونم در باب سوگ عشق سخن میشه و قاطی کردنش با ادبیات فارسی سخن تر، تو این قسمت هم خیلی قشنگ درست کردی.

آرایه ها به خوبی کنار هم اومده و استفاده شده.
فقط...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ROSALINE

مدیر بازنشسته عکس
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/11/19
ارسالی‌ها
1,238
پسندها
15,974
امتیازها
38,173
  • #18
درود، ایام به کام.:sparkles:

غمِ سوگ و جدایی رو با وصال کلمه‌ها با ظرافت به تصویر کشیدید با این‌که غم از اسم دلنوشته استنتاج نمی‌شد، اما سطر به سطرش با غصه پیوند خورده بود.
این سوگ به شدت ملموس بود طوری‌که باعث هم‌ذات‌پنداری مخاطب می‌شد، بازمانده‌هایی با کوله‌باری از خاطرات.
سوگواری برای جدایی یا مرگ شخصی مبهم؛ دوست، معشوق، خانواده و یا هر فرد دیگری ایده‌ای نه چندان نو ولی با پردازشی درگیر کننده.
«دیگر نه اشکی مانده نه فریادی. فقط سکوتی خاکستری‌ست که مرا در خود بلعیده.»
قسمتی از دلنوشته‌‌تون که بسیار جذاب و مورد پسندم بود.:glowing-star:

...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا