گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد مجموعه ریسمان رقص | NAST کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع قمر
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 147
  • کاربران تگ شده هیچ

قمر

مدیر تالار شعرکده + مدیر تالار سرآغاز
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
نام دلنوشته: ‌ریسمان رقص
نام نویسنده:‌ NAST
لینک دلنوشته:
 

G.ASADI

مدیر بازنشسته ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
45,710
امتیازها
60,573
  • #2
عنوان اثر
عنوان «ریسمان رقص» از همان برخورد اول حسی معلق و دوسویه ایجاد می‌کند؛ انگار نویسنده خواسته بین امنیت و سقوط، یا بین نظم و جنون، مرزی باریک ترسیم کند. این عنوان از آن دست نام‌هایی است که هر چه در متن پیش می‌روی، بیشتر معنایش را می‌سازد؛ مثلاً وقتی راوی از «بازی زمان» یا «معلق بودن میان نیستی و بودن» حرف می‌زند، کم‌کم حس می‌کنی این ریسمان درواقع همان خط باریکی است که انسان روی آن زندگی می‌کند. البته ممکن است برای برخی مخاطبان، این استعاره در ابتدا کمی انتزاعی و مبهم باشد، اما همین ابهام بخشی از هویت متن است.

شروع و فضای کلی
شروع متن حالتی ضربه‌ای دارد؛ جمله‌ی آغازین که زمان را آغازکننده بازی می‌داند، بلافاصله خواننده را پرت می‌کند وسط جهانِ ذهنی نویسنده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] قمر

*SHAKIBAgh*

مدیر تالار معماری + ویراستار ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
25/6/18
ارسالی‌ها
4,622
پسندها
29,547
امتیازها
69,873
  • مدیر
  • #3
سلام خانوم گلم
امیدوارم ایام بر وفق مرادت پیش بره و حال دلت خوب باشه
دلنوشته ریسمان رقص، واقعا مثل اسمش آدم رو مثل یه بند باز روی خودش میرقصوند و آروم و قرار نمیذاشت. همون طور که خودت هم گفته بودی، خیلی سنگین و عمیق بود طوری که من بی تمرکز، برای درکش بار ها یک جمله رو باید میخوندم و سعی میکردم در خاطرم نگهش دارم تا متوجهش بشم. پر از کنایه ها و الفاظ بسیار ادبی و سنگین.
برای واقعی زیبا بود، اما دلم میخواد بیشتر پیشنهادش بدم به کسایی که مدت طولانی ترین دلنوشته میخونن و با این دنیای عجیب، آشناترن. اونقدر در لول و نوع متمایزی هست که تازه کارهایی مثل من در جایگاهی نباشن که در نگاه اول مستقیما سراغش برن.
مثل اون کتاب فوق سنگینی که مدت هاست توی کتابخونه ات نگهش داشتی تا وقتی که احساس کنی دیگه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ترنم واژه ها

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
308
پسندها
2,228
امتیازها
11,933
  • #4
سلام عزیزم✨
این چه دلنوشته جذابی بود با روح روان ما بازی کرد😭

هیچ کم و کاستی در دلنوشته ندیدم، همش با جون دل خوندم و لذت بردم و برای هر خط هزار بار قربون صدقه‌ات رفتم، گفتم عجب قلمی داری دختر!

تنها موردی که دوست داشتم مطرح کنم:
«دلنوشته خیلی ادبی، کسایی میتونن متوجه این اثر بشن که کتاب و دلنوشته ادبی زیاد خوند باشن که باز هم در بعضی قسمت ها نیاز به سرچ داشت تا معنی کلمه رو متوجه بشیم» کاش تویی که آنقدر قلب زیباست کمی روان تر هم بنویسی:)
قلمت مانا
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] قمر
عقب
بالا