تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 38 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 19
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,985
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
تابناکِ من بشد دوش از بر من! آه! دیگر در جهان

می‌برم آن رشته‌ها که بود بافیده ز پهنای امید مانده روشن.

دیگرم نرگس نخواهد -آن‌چنان‌که بود خنده‌ناک- خندد

روی مانندان گلشن

من به زیرِ این درختِ خشکِ انجیر،

که به شاخی عنکبوت منزوی را تار بسته

می‌نشینم آن‌قدر روزان شکسته

که بخشکد بر تن من پوست.

ای که در خلوت‌سرای دردبار شاعری سرگشته داری جا

کوله‌بار شعرهایم را بیاور تا به زیر سر نهاده

-روی زیر آسمان و پای دورم از دیاران-

از غم من گر بکاهد یا نکاهد

خواب سنگینم رباید آن‌چنان

که دلم خواهد.
 

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,985
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر از شاعر معروف ایرانی، “نیما یوشیج” است و در آن احساسات عمیق و اندوه شاعر به تصویر کشیده شده است. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. تابناکِ من بشد دوش از بر من! آه! دیگر در جهان:

– شاعر می‌گوید که نور و روشنی زندگی‌اش (تابناک) ناگهان از او جدا شده است. او احساس می‌کند که دیگر امیدی در زندگی‌اش نیست.

2. می‌برم آن رشته‌ها که بود بافیده ز پهنای امید مانده روشن:

– او می‌خواهد رشته‌های امیدی که قبلاً در زندگی‌اش وجود داشت و او را به جلو می‌برد، از دست بدهد.

3. دیگرم نرگس نخواهد -آن‌چنان‌که بود خنده‌ناک- خندد:

– شاعر اشاره می‌کند که دیگر زیبایی‌ها و شادی‌ها (نرگس) نمی‌توانند او را خوشحال کنند و این وضعیت برایش خنده‌دار است.

4. من به زیرِ این درختِ خشکِ انجیر،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا