شعر مجموعه اشعار بغضی میان واژگان | خانومِ اِل کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع مآهی اقیانوس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 305
  • کاربران تگ شده هیچ

مآهی اقیانوس

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/7/22
ارسالی‌ها
182
پسندها
594
امتیازها
2,933
  • نویسنده موضوع
  • #1
بنام او که مرا در میان کلمات خلق کرد•

نام شعر: بغضی میان واژگان
نام شاعر: خانومِ اِل
قالب: سپید

مقدمه:
واژگانم را درد بخوان،
که در میان هر کلمه، زخمی نهفته است.
در کدامین سکوت، واژه‌ها به این اندازه گم شده‌اند؟
گاهی خودم هم نمی‌دانم،
که این شعرها از دل من می‌جوشند یا از گلویم.
شاید آنچه می‌خوانی، فقط صدای بغضی است که میان واژه‌ها گم شده،
یا شاید شعله‌ای که در آن، امید و اندوه به یک اندازه می‌سوزند.

پاره‌ای از ماه بودی یا خودش؟
سوالی که هیچ‌گاه نه در دل شب،
و نه در بیداری روز،
جوابی نخواهد یافت.
فقط سکوت است که در پاسخ به آن،
می‌لرزد میان واژه‌هایی که هنوز از بیان حقیقت باز مانده‌اند.
 

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • پرسنل مدیریت
  • #2
•| بسم رب العشق |•

1000015513.jpg

ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.

"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S

مآهی اقیانوس

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/7/22
ارسالی‌ها
182
پسندها
594
امتیازها
2,933
  • نویسنده موضوع
  • #3


واژه‌ها را که کنار هم می‌چینم،
ردی از گریه بر صفحه می‌ماند.
حروف، زخمی‌اند،
کلماتی که از گلویم عبور نکردند،
اما روی کاغذ جان دادند.

شب که می‌شود،
دردها بی‌صدا در واژه‌ها حلول می‌کنند،
و هر شعر،
مرثیه‌ای می‌شود برای نگفته‌ها.

کسی چه می‌داند؟
شاید همین خط‌ها،
آخرین رد پای بغضی باشند
که هیچ‌گاه فرصت شکستنش نبود.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S

مآهی اقیانوس

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/7/22
ارسالی‌ها
182
پسندها
594
امتیازها
2,933
  • نویسنده موضوع
  • #4

اما تو ندانستی...
من تمام نوشته‌هایم را برای تو نوشتم،
هر واژه زخمی از نامت بود،
هر سطر، سایه‌ای از حضورت.

تویی که بغض در کلماتم شدی،
سنگینی نامت بر گلویم نشست،
حروف، یک‌به‌یک
در تلاطم اندوه فرو رفتند،
و هیچ جمله‌ای نتوانست
از این سکوت عبور کند.

می‌خواستم فریاد بزنم،
اما واژه‌هایم،
تنها به زمزمه‌ای بی‌صدا بدل شدند،
خطوطی که تو هیچ‌گاه نخواندی،
و بغضی که دیگر هیچ‌وقت،
شکسته نشد.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S

مآهی اقیانوس

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/7/22
ارسالی‌ها
182
پسندها
594
امتیازها
2,933
  • نویسنده موضوع
  • #5
مرا به یاد آر،
آن هنگام که در ازدحام دنیا
گمان کردی هیچ‌کس
میان این هشت میلیارد آدم،
شیفته‌ی تو نیست.

من همان سایه‌ای بودم
که در تمام نبودن‌هایت زیسته‌ام،
همان واژه‌ی خاموش،
که نامت را در دلش پنهان کرد.

تو ندیدی،
اما من در هر نگاه،
در هر سکوت،
در هر سطرِ ناگفته،
خودم را برایت نوشتم.

و حالا،
که دیگر حتی خاطره‌ای از من
بر دیوار ذهن تو نمانده است،
من هنوز،
در میان این واژه‌ها
برای تو نفس می‌کشم.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S
عقب
بالا