دفتر شعر دفتر شعر ال شدای | کاربر افرا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 7
  • بازدیدها بازدیدها 447
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #1
-بسم‌الله-

1000005925.jpg

این دفتر شعر متعلق به @افرا` بوده و کسی جز ایشان اجازه‌ی پست‌گذاری در این تاپیک را ندارد.

لطفا پیش از فعالیت به قوانین توجه داشته باشید.
قوانین دفتر شعر | تالار شعرکده

-مدیریت تالار شعرکده-​
 
آخرین ویرایش

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #2
خزان گذشته‌ام، برگ‌هایم بر باد رفت
خاطراتی از روزهای گذشته، در خاطره‌ها فرو رفت
زمانی که جوانی می‌پیچید به دستانم
عمر، همچون خاطره‌هایی بی‌بند و بار، بر باد رفت

اما همچنان در دلم آتشی روشن است
که خاطرات گذشته را گرم می‌کند
عمری که گذشته، همچون بادی سرگردان
در دلم، همواره زنده و یادآور است

بگذار بر باد رفته‌ها به خود برگردند
و من، با آرامشی عمیق، به روزهای آینده نگاه کنم
زیرا هر لحظه‌ای که بر من گذشته
یک زندگی جدید و نو در انتظارمان است
 

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #3
در خلوتِ قلبم شب شد و ستاره‌ها برق زدند
عشق در آستانه‌ی آرزوها قدم زدند
به راه بازگشت ندیدم روزی‌چون امروز
تو ای عشق از چشمانت رنگی به دل زدند
نیستی اما با من هستی هر لحظه و هر زمان
در نگاهم همیشه از تو دم زدند
در خاطره‌ها به تو برخوردم و با دستان
یاد گرفتم که چگونه روزها را به شب زدند
 

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #4
در چشمان مهتاب یک غم نهفته است
به یاد تو شب‌ها به خواب نمی‌رسد
در هر نفسی عشق تو مرا می‌سوزاند
در همین لحظه‌ی بی‌وفایی می‌رسد
زلفین تو راهی به جنگل آرزوهاست
در آغوش شب هر شام می‌بازد
در هر بازگشت حقیقت لبخندت
به دنیای بی‌نهایت رمزها می‌بازد
 

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #5
آرزوها و رویاها در غبار رفتگی شهرها و خیابان‌ها
با صدای سکون سکون هر قدمی، هر لحظه‌ای
در دست خاطرات پنهان زندگی بر باد رفته
در درونم جاودان اما در هر نفس
هر لحظه‌ی نو را می‌بینم که زندگی روایت میکند
از زمینهای تازه محو شده‌ای ستاره‌ها
 

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #6
ای بید خم گشته این دیار
برخیز و غوغا به پا کن
در این بیشه دلیران و شیران
تو نیز یاری باشو عهدی وفا کن
دراین اوضاع نابسامان زمانه
راه خود از اهریمن جدا کن
اینجا سرای دهقان و رستم است
شیر دل باش و جانی فدا کن
 

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #7
در خشکسالی تو را به یاد می‌آورم
همان آب خالص، که بر دستانم سیراب می‌شد
 

ASHMODAY

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,287
امتیازها
25,673
سن
24
  • #8
زیر درختان سبز باغم
گل‌های رنگین کمانی می‌شکفت
باد لطیف و آروم
عطرشان را به گوش من می‌آورد
 
عقب
بالا