اگر یک سر داستانهای جنایی در دست آگاتا کریستی باشد، یقیناً سر دیگر آن در دستان پاتریشیا هایاسمیت است که برخلاف کریستی از جانب قاتل و ضدقهرمان ماجرا روایت خود را پیش میبرد. «آقای ریپلی» ضدقهرمانی که هایاسمیت در شش رمان خود از او استفاده کرده به نوعی در مقابل هرکول پوآرو قرار دارد.
داستانهای های اسمیت در زمرهٔ تریلرهای روانشناسانه قرار میگیرند. او ضدقهرمانهایش را «روانیهای دوستداشتنی من» میخواند. آثار او از این حیث ارزشمند هستند که ذهنیت مخاطب را به چالش میکشند و او را در مقام قضاوت قرار میدهند. او جایی مینویسد: «امکان ندارد روزی را به فردا برسانم، بدون اینکه خودم را قضاوت کنم.» بنابراین در آثارش نیز قضاوت عنصری مهم است که نمود پیدا میکند.
آثار او به دلیل داشتن جزئیات...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.