درحال ترجمه ترجمه رمان سم هستم بفرمایید | رهاورد مترجم انجمن یک‌رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع raha
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 10
  • بازدیدها بازدیدها 1,285
  • کاربران تگ شده هیچ

raha

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,873
پسندها
10,951
امتیازها
38,678
مدال‌ها
47
  • نویسنده موضوع
  • #11
متوجه می‌شوم که تلفنم را فراموش کرده‌ام. یک جفت چراغ جلوی ماشین، در جاده خالی می‌درخشد. همان‌طور که از مسیر خارج می‌شوم، ماشین جلوی من ترمز می‌گیرد و متوجه می‌شوم که سم است.
وقتی روی صندلی مسافر می‌نشینن می‌پرسد:
- حالت خوبه؟ خیلی نگرانم کردی... حتی تا دم در خونتونم رفتم ولی اونجا نبودی.
اگر تلفنم را جا نگذاشته بودم، مکانم را برایش می‌فرستادم.
- تو اصلاً از کجا فهمیدی که منو از کجا پیدا کنی؟
- آدرسی نداشتم... فقط به نگاه کردن ادامه دادم.
در ماشینش می‌نشینیم و تنها صدای موتور است که سکوت سنگین فضا را می‌شکند.
سم در نهایت می‌پرسد:
- میخوای ببرمت خونه؟
- نه.
- پس کجا میخوای بری؟
- هرجایی به جز خونه.
سم شروع به رانندگی می کند. در شهر می‌چرخیم تا زمانی که زمان را از دستمان درمی‌رود. با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : raha
عقب
بالا