داستان کوتاه ماهی های قرمز

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع HAKIMEH.MZ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 190
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

HAKIMEH.MZ

مدیر بازنشسته ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/4/21
ارسالی‌ها
3,461
پسندها
27,839
امتیازها
58,173
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • #1
"احد بلوموف" رییس شعبه یکی از بانکهای شهر دوشنبه بر خلاف اکثر مردم شهر و حتی اعضای خانواده اش که از آمدن عید نوروز خوشحال بودند، خوشحال که نبود هیچ، کاملاً هم ناراحت نشان می داد!
علتش هم این بود که معمولا در این روزها که مردم خود را برای جشن نوروز آماده می کردند، اکثر دوستان "بلوموف" حتی آنهایی که یک سال سراغش نیامده بودند، به دیدنش می آمدند و تقاضای وام می کردند!

"احد" که نمی توانست به همه آنها وام بدهد و در عین حال نه گفتن هم برایش سخت بود، نمی دانست چه کار کند؟! آن روز صبح موقع آمدن به بانک، "احد بلوموف" با دیدن پیرمردی که ماهی های قرمز می فروخت یادش آمد که زنش سفارش کرده حتماً برای سفره هفت سین ماهی های قرمز بخرد.
رئیس بانک همین کار را کرد و ماهی ها را داخل تنگ انداخت و...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Rastaa
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا