- تاریخ ثبتنام
- 5/3/21
- ارسالیها
- 998
- پسندها
- 49,792
- امتیازها
- 58,773
- سن
- 30
- نویسنده موضوع
- #151
[THANKS]پرسیدم:
- چرا نشه؟
چشمک زد و ابرو بالا انداخت:
- آخه یکی بهم گفته برای توی راه کلی چسب زخم برمیداره.
جدی گفتم:
- دیگه دعوا نکن البرز!
برگشت و خیره خیره نگاهم کرد. ادامه دادم:
- شاید اون یکی از اینکه ببینه هی زخم میخوری خیلی دردش بیاد و خسته بشه.
مهربان گفت:
- اگه یه بار دیگه صدام بزنی، دعوا نکردن که سهله، جونمم بخوای میدم.
لب گزیدم و سرم را پایین انداختم. خندید و گفت:
- لپات که قرمز میشه ماهی گلی میشی.
بیشتر خجالت کشیدم. بیشتر خندید و سر به سرم گذاشت.
- ماهی گلی؟
لبهایم را بهم فشردم. گفت:
- گل مَنگلی؟
خندهام گرفت و معترض گفتم:
- خیلی لوسی!
به خندهام نگاه کرد و گفت:
- خوبه که میبینم بازم میخندی.
خندهام آرام ته کشید. به خیابان نگاه کردم. دستم را روی قفسهی سینهام...
- چرا نشه؟
چشمک زد و ابرو بالا انداخت:
- آخه یکی بهم گفته برای توی راه کلی چسب زخم برمیداره.
جدی گفتم:
- دیگه دعوا نکن البرز!
برگشت و خیره خیره نگاهم کرد. ادامه دادم:
- شاید اون یکی از اینکه ببینه هی زخم میخوری خیلی دردش بیاد و خسته بشه.
مهربان گفت:
- اگه یه بار دیگه صدام بزنی، دعوا نکردن که سهله، جونمم بخوای میدم.
لب گزیدم و سرم را پایین انداختم. خندید و گفت:
- لپات که قرمز میشه ماهی گلی میشی.
بیشتر خجالت کشیدم. بیشتر خندید و سر به سرم گذاشت.
- ماهی گلی؟
لبهایم را بهم فشردم. گفت:
- گل مَنگلی؟
خندهام گرفت و معترض گفتم:
- خیلی لوسی!
به خندهام نگاه کرد و گفت:
- خوبه که میبینم بازم میخندی.
خندهام آرام ته کشید. به خیابان نگاه کردم. دستم را روی قفسهی سینهام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.