یک درد فلس دار که دو رود را بر شرق
دو مو را بر بدن راست کرده بود
دو رود شور بر شانه های لخت تو
که سرت میان ستارگان گیج می رود
ستارگان به سوی قلبت جار یست
تا قلبت را از بسیاری فلس بکشد
یک درد فلس دار که دو رود را بر شرق
دو مو را بر بدن راست کرده بود
دو رود شور بر شانه های لخت تو
که سرت میان ستارگان گیج می رود
ستارگان به سوی قلبت جار یست
تا قلبت را از بسیاری فلس بکشد