SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 1/7/22 نویسنده موضوع #1 بیت اول چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودیچه میشد اگر قلب آن یار زیبا با ما خوشخو و مهرورز بود؟ اگر آنگونه بود و او با ما مهربان میبود، ما به این حال و روز نبودیم.
بیت اول چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودیچه میشد اگر قلب آن یار زیبا با ما خوشخو و مهرورز بود؟ اگر آنگونه بود و او با ما مهربان میبود، ما به این حال و روز نبودیم.
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 1/7/22 نویسنده موضوع #2 بیت دوم بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودیاگر بر سر هر تار مویم هزار عدد جان داشتم، میگفتم که ارزش بوی خوش زلف محبوب تا چه اندازه است. یعنی همه را فدای عطر گیسوی یار میکردم.
بیت دوم بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودیاگر بر سر هر تار مویم هزار عدد جان داشتم، میگفتم که ارزش بوی خوش زلف محبوب تا چه اندازه است. یعنی همه را فدای عطر گیسوی یار میکردم.
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 1/7/22 نویسنده موضوع #3 بیت سوم برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب گرش نشان امان از بد زمان بودیخداوندا، اگر برات شادی و حواله آسودهدلی ما در برابر حوادث بد روزگار تضمین شده بود، چه چیز از این دستگاه کم میشد؟
بیت سوم برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب گرش نشان امان از بد زمان بودیخداوندا، اگر برات شادی و حواله آسودهدلی ما در برابر حوادث بد روزگار تضمین شده بود، چه چیز از این دستگاه کم میشد؟
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 1/7/22 نویسنده موضوع #4 بیت چهارم گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز سریر عزتم آن خاک آستان بودیاگر روزگار مرا سربلند و گرانمایه میداشت، مسند و تخت سرفرازی من، خاک آن درگاه میبود.
بیت چهارم گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز سریر عزتم آن خاک آستان بودیاگر روزگار مرا سربلند و گرانمایه میداشت، مسند و تخت سرفرازی من، خاک آن درگاه میبود.
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 1/7/22 نویسنده موضوع #5 بیت پنجم ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک که بر دو دیده ما حکم او روان بودیکاشکی آن محبوب، مانند دانههای اشک از پرده خفا بیرون میآمد زیرا اجرای دستور او بر دو چشم ما واجب و جاری بود.
بیت پنجم ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک که بر دو دیده ما حکم او روان بودیکاشکی آن محبوب، مانند دانههای اشک از پرده خفا بیرون میآمد زیرا اجرای دستور او بر دو چشم ما واجب و جاری بود.
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 1/7/22 نویسنده موضوع #6 بیت ششم اگر نه دایره عشق راه بربستی چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودیاگر دایره عشق راه را بر روی ما نبسته بود، حافظ بیدل و سرگشته مانند نقطه مرکزی دایره در میان آن گرفتار نبود و آسوده میزیست.
بیت ششم اگر نه دایره عشق راه بربستی چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودیاگر دایره عشق راه را بر روی ما نبسته بود، حافظ بیدل و سرگشته مانند نقطه مرکزی دایره در میان آن گرفتار نبود و آسوده میزیست.