- تاریخ ثبتنام
- 26/9/20
- ارسالیها
- 2,914
- پسندها
- 38,830
- امتیازها
- 66,872
- سن
- 20
- نویسنده موضوع
- #11
[THANKS][/THANKS][THANKS]
-اوه نه تو خواب نیستی.
صدای کامپیوتریای پاسخ داد و آوان با نگاه ناخوانایی شروع به آنالیز موقعیتش کرد.
- یه لحظه...ساکت شو.
صفحه سفید تلوزیون پر شده بود از ارقام صفر و یک، هر از چندگاهی تغییر حالت و رنگ میدادند سیاه میشدند. تمام سیستم خانهاش در حال هک شدن بودند؟!
- تو کی هستی؟ یا نه، بهتره بپرسم چی هستی؟ اصلا چطور حرف میزنی؟ صدات خیلی آشنائه... .
جهت بلند شدن صدا تغییر کرد. به سمت ماکروویوی که بین چوب کابینتهای سرمهای رنگ قرار گرفته بود، نزدیک شد و تکیهاش را به جزیرهای که نشیمن را از آشپزخانه جدا میکرد، داد.
- متأسفم خودم رو معرفی نکردم؟
کلافه شده بود، درد سرش امکان تمرکز را به او نمیداد.
- منم همین رو پرسیدم.
- تو...
-اوه نه تو خواب نیستی.
صدای کامپیوتریای پاسخ داد و آوان با نگاه ناخوانایی شروع به آنالیز موقعیتش کرد.
- یه لحظه...ساکت شو.
صفحه سفید تلوزیون پر شده بود از ارقام صفر و یک، هر از چندگاهی تغییر حالت و رنگ میدادند سیاه میشدند. تمام سیستم خانهاش در حال هک شدن بودند؟!
- تو کی هستی؟ یا نه، بهتره بپرسم چی هستی؟ اصلا چطور حرف میزنی؟ صدات خیلی آشنائه... .
جهت بلند شدن صدا تغییر کرد. به سمت ماکروویوی که بین چوب کابینتهای سرمهای رنگ قرار گرفته بود، نزدیک شد و تکیهاش را به جزیرهای که نشیمن را از آشپزخانه جدا میکرد، داد.
- متأسفم خودم رو معرفی نکردم؟
کلافه شده بود، درد سرش امکان تمرکز را به او نمیداد.
- منم همین رو پرسیدم.
- تو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.