SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 2/3/22 نویسنده موضوع #1 کار دیگری نداریم من و خورشید برای دوست داشتنت بیدار میشویم هر صبح شعر نو احمد شاملو
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 2/3/22 نویسنده موضوع #2 گنجشکاني که رد تو را ديروز درخت به درخت و خيابان به خيابان دنبال کردهاند خدا ميداند چه ديدهاند که جيکشان ديگر در نميآيد عباس صفاري
گنجشکاني که رد تو را ديروز درخت به درخت و خيابان به خيابان دنبال کردهاند خدا ميداند چه ديدهاند که جيکشان ديگر در نميآيد عباس صفاري
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 2/3/22 نویسنده موضوع #3 غلط گفتند دل به دل راه دارد من هر شب بی قرارت و تو آسوده در خواب … زهرا شکورى
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 2/3/22 نویسنده موضوع #4 از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است اعضای وجودم همه فریاد کشیدند احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است
از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است اعضای وجودم همه فریاد کشیدند احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 11/5/22 نویسنده موضوع #5 چنان دل بسته ام کردی که با چشم خودم دیدم خودم میرفتم اما سایه ام با من نمی آمد
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 26/5/22 نویسنده موضوع #6 با من بگو چگونه به پایان رسیده ام! با من که در حوالی قلبت تپیده ام تقویم من به نیمه رسید و هنوز هم من نیم دیگر دل خود را ندیده ام پاییز میوزد به درختان و من هنوز از فصل خنده های تو سیبی نچیده ام
با من بگو چگونه به پایان رسیده ام! با من که در حوالی قلبت تپیده ام تقویم من به نیمه رسید و هنوز هم من نیم دیگر دل خود را ندیده ام پاییز میوزد به درختان و من هنوز از فصل خنده های تو سیبی نچیده ام
m.sina نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 10/8/20 ارسالیها 3,587 پسندها 7,431 امتیازها 35,773 2/6/22 #7 چه کنم با غم خویش گه گهی بغض دلم میترکد دل تنگم ز عطش میسوزد شانه ای میخواهم که گذارم سر خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی ارام شوم ولی افسوس که نیست ابتهاج
چه کنم با غم خویش گه گهی بغض دلم میترکد دل تنگم ز عطش میسوزد شانه ای میخواهم که گذارم سر خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی ارام شوم ولی افسوس که نیست ابتهاج
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 27/6/22 نویسنده موضوع #8 ای اشک اهسته بریز غم زیاد است ای شمع اهسته بسوز که شب دراز از در این روزگار کسی اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم مشتی..! کسی یار کسی نیست
ای اشک اهسته بریز غم زیاد است ای شمع اهسته بسوز که شب دراز از در این روزگار کسی اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم مشتی..! کسی یار کسی نیست
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 15/7/22 نویسنده موضوع #9 چه جالب است ناز را می کشیم آه را می کشیم انتظار را می کشیم فریاد را می کشیم درد را می کشیم ولی بعد از این همه سال … آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم از هر آنچه که آزارمان می دهد
چه جالب است ناز را می کشیم آه را می کشیم انتظار را می کشیم فریاد را می کشیم درد را می کشیم ولی بعد از این همه سال … آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم از هر آنچه که آزارمان می دهد
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 28/8/22 نویسنده موضوع #10 من در آیینه رخ خود دیدم و به تو حق دادم آه، می بینم می بینم تو به اندازه تنهاییِ من خوشبختی من به اندازه زیباییِ تو غمگینم حمید مصدق
من در آیینه رخ خود دیدم و به تو حق دادم آه، می بینم می بینم تو به اندازه تنهاییِ من خوشبختی من به اندازه زیباییِ تو غمگینم حمید مصدق