- تاریخ ثبتنام
- 16/1/21
- ارسالیها
- 1,111
- پسندها
- 25,205
- امتیازها
- 46,073
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #31
[THANKS]
برمیگردم.
- جونم؟
لبخند موذیانهای میزند.
- اگه پسر آقای روشن خوشگل بود، شمارهشو برام میگیری؟
چشمان کشیدهام را ریز میکنم.
- شعله...
- چیه خب؟ سوال پرسیدم.
مریم از همان اتاق داد میزند:
- اگه خوشگل نبود چی؟
تیزی گوشهای مریم را تحسین میکنم. البته در راهرو صدایمان میپیچید و طبیعی بود که مریم هم مکالمهمان را بشنود. شعله بدون اینکه حتی مکث کند، بلندتر جواب میدهد:
- اونوقت شمارهی باباشو میگیره!
صدای خندهشان پشت سرم بلند میشود. با تأسف سری تکان میدهم و از راهرو خارج میشوم. بوی سیبزمینی سرخ کرده هنوز دنبالم میآید و هرچه جلوتر میروم، صدای شعله و مریم محوتر میشود.
هنگام رد شدن از سالن، نیم نگاهی به شیشهی سرپرستی میاندازم. کسی در اتاقک سرپرستی نیست. در...
برمیگردم.
- جونم؟
لبخند موذیانهای میزند.
- اگه پسر آقای روشن خوشگل بود، شمارهشو برام میگیری؟
چشمان کشیدهام را ریز میکنم.
- شعله...
- چیه خب؟ سوال پرسیدم.
مریم از همان اتاق داد میزند:
- اگه خوشگل نبود چی؟
تیزی گوشهای مریم را تحسین میکنم. البته در راهرو صدایمان میپیچید و طبیعی بود که مریم هم مکالمهمان را بشنود. شعله بدون اینکه حتی مکث کند، بلندتر جواب میدهد:
- اونوقت شمارهی باباشو میگیره!
صدای خندهشان پشت سرم بلند میشود. با تأسف سری تکان میدهم و از راهرو خارج میشوم. بوی سیبزمینی سرخ کرده هنوز دنبالم میآید و هرچه جلوتر میروم، صدای شعله و مریم محوتر میشود.
هنگام رد شدن از سالن، نیم نگاهی به شیشهی سرپرستی میاندازم. کسی در اتاقک سرپرستی نیست. در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.