دیالوگ نویسی تمرین دیالوگ‌نویسی | Lornsun کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع mel mel
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 47
  • بازدیدها بازدیدها 2,730
  • کاربران تگ شده هیچ

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #41
- عشق اون مثل یه پروانه بود...
- پروانه؟ این یعنی عشقش واقعی بود؟
- آره...با این وجود که پروانه رو داخل پیله‌اش زندانی کرده بود...
 

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #42
- کیهان از بدو تولد هرج‌ومرج و آشفتگی را در خود بلعید، نظم تنها موجودیتی نمادین بود.
- ...
- یا شاید...انسان‌ها هرج و مرج بودند...هرج و مرج و اشتباهی که نظم جهان هستی را برهم می‌زد...
 
آخرین ویرایش

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #43
- یه نفر رو میشناختم که سال‌ها پیش به این معبد اومد. پر از خشم بود...درمانده و مستمند... اجازه دادم مدتی در معبد استراحت کنه. می‌گفت از کاروانی گریخته که برده‌های زیادی رو به اسارت گرفته بوده و سال‌های مدیدی رو در قفس گذرونده اما حالا که جسمش رو آزاد کرده، احساس می‌کنه روحش همچنان در قفس عذاب می‌کشه...
- خب، این موضوع چه ربطی به من داره؟
- درس امروز اینه فرزندم، اگه نتونی روحت رو از قفسی که برایت تدارک دیده‌اند آزاد کنی، آزادی جسمت بی‌معنا میشه.
 
آخرین ویرایش

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #44
- ما انسان‌ها بزرگترین فراموشکارها هستیم. فراموش می‌کنیم صبحا برای نفس کشیدنمون خوشحال بشیم، لحظات شیرین دوران زندگیمون رو فراموش می‌کنیم، وجود آدم‌هایی که هر روز میبینیم رو فراموش می‌کنیم و آدم‌هایی که از دست میدیم...هر چقدر نقششون توی زندگیمون کمرنگ‌تر میشه، اون‌ها هم فراموش می‌کنیم.
 

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #45
- اون میگفت، قدرت و دانش نقطه مشترک مشخصی باهم دارند. هر دوتاشون میتونن ازت یه شخص فرهیخته و برجسته بسازن و در عین حال، میتونن نابودت کنن. دقیقا مثل یه شمشیر دو لبه، شمشیری که مثل یه ترازو بالا و پایین می‌ره و کوچیک‌ترین لغزش، تیغه رو کَج و مسیر اون شخص رو عوض می‌کنه.
 

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #46
- همه آدمایی که دوستشون داشتم رفتن، تاریخ خودشونو داشتن، الان فقط یه مشت خاطره و نوستالژی مونده.
- میترسم که تو هم برام فقط یه خاطره بشی، میترسم که زمان همه چی رو با خودش ببره و تو رو هم با خودش، ازم بدزده…
- لطفا، بمون…
 
آخرین ویرایش
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] merry

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #47
- خیلی حس عجیبیه…
- چی؟
- اینکه از آدم‌هایی که باهاشون ارتباط داشتی، همیشه یه چیزی باقی میمونه؛ گاهی یه آهنگ، گاهی یه حرف، یه وسیله، یه لحظه، یه احساس…
شاید اونا آدم‌های زندگی من نبودن، اما…اما همین که چیزی ازشون باقی میمونه، نشون میده اون شخص هنوز جایی، توی ذهن و خاطراتم زندگی میکنه…
- هوم…پس گمونم، آدم‌ها هیچوقت واقعا کاملا نمیمیرن…نه تا زمانی که یکی به یادشون بیاره.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] merry

mel mel

هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
3,268
پسندها
41,200
امتیازها
69,173
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #48
- قبلا امیدوار بودم اگه به یه چیزی برسم پس میتونم خوشبخت باشم؛ اما الان که توی اون نقطه ایستادم، همش به نظر پوچ میاد‌‌؛ چون اگه از درون احساس خوشبختی نکنی، مهم نیست چی بشه، ترفیع بگیری، ماشین جدید بخری یا هدفتو به سرانجام برسونی…نمی‌تونی خوشبخت باشی.
 
عقب
بالا