مهم ~ پیدا کردن رمان‌های بی‌نام ~

M A H D I S

نویسنده انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
873
پسندها
13,351
امتیازها
31,973
مدال‌ها
41
سن
25
  • #2,701
سلام کسی اسم این رمان رو میدونه؟
مادر و پسری که بخاطر اختلاف سنی بسیار کمشون همه فکر میکنن اونا خواهر و برادر هستن و چون همه اینطور فکر میکنن و برای اونا هم عادی شده دیگه نمیگن که ما مادر و پسر هستیم و در یک اپارتمانی تنها زندگی میکنن (دختره بخاطر رسم و رسومات خیلی زود ازدواج کرده بود و نمیدونم شوهرش مرده بود یا طلاق گرفته بودند) تا اینکه یک روز بخاطر تعمیر اسانسور مردی میاد و از قضا با پسره خیلی جور میشن چون وسره خیلی کنجاو بوده و هی سوال میپرسیده راحب همه چیز و میفهمه که مرده خطاطی بلده پس مادر پسره از مرده میخاد که بیاد خونشون و به پسرش خطاطی نشون بده . در قسمتی از رمان پسره برای تولد مادرش فک کنم بود که شهری راجب مادر خطاطی میکنه و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : M A H D I S

M A H D I S

نویسنده انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
873
پسندها
13,351
امتیازها
31,973
مدال‌ها
41
سن
25
  • #2,702
سلام
من دنبال دوتا رمانم
۱_پسره عرب بود...دختره با برادر پسره دوست بود و پسره یهو ناپدید میشه و خانواده دختره میفهمن و اونو بیرون میکنن بعد مجبور میشه با برادر پسره ازدواج کنه
لعنتی اسمشو یادم نمیاد
۲_یه رمان مافیایی بود ک یه گروهی بودن ک هرکدوم اسم یه رنگ رو داشتن
اسم رییسشون هم سفید بود
دختره هم بنفش ک تک تیرانداز گروه بود.چند جلد بود‍♀️
سلام رمان دومی، شکست نور
 
امضا : M A H D I S

fafo

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
20/6/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,703
سلام
یه رمان بود که دختره شوهرش معلم موسیقیش بود و خیلی همو دوست داشتن ازدواج کردن و بعد مدتی شوهرش با خواهر ناتنیش بهش خیانت میکنن و وقتی خواهرش از شوهرش حامله شد از هم جدا شدن و بعد مدت ها که پدر دختره مرد دختر برگشت و از اونجا فهمید بچه واقعی خانواده نیست و یه پسر عمه داشت که عاشق خواهر دختر بود ولی ۳ بارم ازدواج کرده بود و فکر کنم پزشک بود و به دختر پیشنهاد ازدواج داد شروع رمانم فکر کنم زمان خاکسپاری پدرش دختره میاد خونه
بچه خواهرشم دختر بود
ژانرش فکر کنم اجتماعی بود
از گوگل دانلود کرده بودم بصورت pdf هیچ اسمی هم یادم نمیاد
 
آخرین ویرایش

مهرسا۷۰

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/6/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,704
سلام دوستان یه رمان ایرانی را برام پیدا کنید
اسم رمان و نویسنده رانمیدونم
یه دختر فکر کنم به نام عطیه عاشق دوست داداشش میشه اسمشو یادم نیس
پسره بعد یه مدت با یکی دیگه ازدواج میکنه و از ایران میره
بعدازچندسال برمیگرده در حالی که همسرش فوت کرده و یه دختر به اسم فکر کنم آوا داره و دوباره همدیگرو تو شرکت میبینن شغل دختره طراحی دکوراسیون یا لباسه دقیق یادم نیست
 

shina81

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/2/24
ارسالی‌ها
7
پسندها
7
امتیازها
3
  • #2,705
سلام یه رمان بود
جدید نیست
در مورد یه دختری به اسم مریمه که شوهرش (مسعود بود یا سعید نمیدونم😅)به بهونه اینکه دختره حامله نمیشه طلاقش میده (از قبل با برنامه ی مادرش قصد داشته با یه دختر سطح بالاتر ازدواج کنه )
بعد این دختره میره خیاطی میکنه و اینا با یه پسر نظامی اصفهانی آشنا میشه که این پسره ام از زنش جدا شده یه پسر ۹ ساله و یه دختر ۱ ساله داره
(ماجراش این شکلی بوده که به خاطر قرار داد بین پدرشون باهم ازدواج میکنن و زن قبلیش چن سال بزرگتر بوده و وقتی پدراشون فوت میکنن از هم جدا میشن)
اینا باهم آشنا میشن و ازدواج میکنن میرن اصفهان و دختره اونجا مزون میزنه
یه ماجرای دیگه هم که هست اینه که برادر مریم با خواهر سعید (سارا)نامزد بودن بعدا از لج زندگی مریم،برادرش میره با یه ژیلا نامی نامزد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

گلورین

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,706
سلام
دنبال یه رمان میگردم دختره توی یه هتل تهران کار پیدا کرد و قرار شد همونجا هم بمونه
یکی از خدمتکاران هتل یه پسری بود به اسم سام که اینا باهم رفیق و بعد عاشق شدن و دختره فهمید طرف وارث یا صاحب هتله دقیق یادم نیس
یه مدت بعد دختره میفهمه حاملست و پسره فکر میکنه بهش خیانت شده و خانواده دختره هم سر همین موضوع تردش میکنن درحالی که بعد میفهمن کار همون پسره بوده که با اجازه پدر بزرگ دختره محرم شده بودن و حاملگی با بکارت سالم بوده
دختره اژ همه جا رونده میره توی یه جزیره ای فکنم قشم اونجا دکه اسنک و اینا داره و همه به اسم گلی میشناسنش تا پسره پیداش میکنه


کسی میدونه اسمش و چند روزه بد افتاده تو مغزم دوباره بخونم ولی اسمشو یادم نمیاد
 

پرینز اوپال

پرسنل مدیریت
مدیر بُعد میانه
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
21/5/19
ارسالی‌ها
6,149
پسندها
15,522
امتیازها
61,873
مدال‌ها
28
  • مدیر
  • #2,707
سلام یه رمان هست که در مورد زنی که به جرم داشتن مواد مخدر میوفته زندان ولی بعد آزاد میشه و با یک گروه از قاچاقچی ها همراه میشه و از افغانستان، در بین اونا با مردی همراه میشه که میگه اگه با من عقد کنی دیگه اینا کارت به کارت ندارن و بعد اینا عقد میکنن و کم کم عاشق هم میشن.
اگه کسی اسمش رو میدونست بگه ممنون
 
امضا : پرینز اوپال

monadadashi

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
23/9/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,708
دوستان یه رمانی بود اسمش رو نمیدونم
دوتا خواهر بخاطر کینه قدیمی دوتابرادر مورد ت*جاوز قرارمیگیرند و یادم نیست ازدواج میکنند یا نه اما با اون دوتا برادر زن گی میکنند یکی از دختر ها جسور تر و محتاط تره قرص ضد حاملگی میخوره پسره میفهمه و دعواشون میشه بعدش حامله میشه میخاد بچه بیوفته حتی تو یکی از دعوا ها دختره میره رو سکوی حموم که خودشو بندازه چ بچه ش سقط بشه اون یکی برادره عاشق اون یکی خواهره میشه م بهش میگه اما این دوتا خیلی چالش ها رو میگذرونند
چیزی هم که یادم هست این بود که کینه پسرا بخاطر پدر دخترا بود که باعث شده بود مادرشون خیانت کنه و با پدرش خودشون رو در نهایت کشته بودند
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

imyasam

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/26
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,709
سلام چند سال پیش یه رمان خوندم که اسمش و یادم نمیاد یه پسر ناخلف بود که مادرش چادری و با خدا بود ولی این ازشون جدا شده بود تنها زندگی می کرد همیشه می‌رفت فاحشه خونه واسه رفع نیاز جنسیش یه بار که رفت اونجا یه دختر بچرو دید که می خواستن مجبورش کنن رابطه برقرار کنه با مردا بعد این پسره نمیدونم چرا ولی دختررو از اونجا کشید بیرون با خودش برد تو خونه ی خودش زندگی کنه باهاش دختره اونجا موند بزرگ شد عاشق پسره شد حتی باهم رابطه ام برقرار کردن ولی یه شب که دختره خونه نبود پسره بخش خیانت کرد و دختره همون شب اومد و دیدشون تا اینجا خوندم
یادمه پسره خیلی آدم خوبی نبود و اصلا به احساسات این دختره ام اهمیت نمی‌داد
 
عقب
بالا