مجموعه اشعار طنین زندگی|roro nei30

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع roro nei30
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 16
  • بازدیدها بازدیدها 1,900
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #11
دیگران در خاموشی من رخشانند
آوخ که من اگر گریانم خندانند
نور ماه معشوق نیش انداز دریاست
همه عالم زخم خورده مه رویانند
عالمیان ماییم و زخم خوردگانیم ما
زخم خوردگان خون دل خوردگانند
چشم می بندم و غرق میشوم درآن
این دو چشم غرق نگاه آسمانند
 
آخرین ویرایش

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #12
همه جام دل و جام شرابم خالی ست
ساقیم شو که نگاه دل تو بحرانی ست
قلب من نابود است و حواسم خاموش
بنوازم که دستانت هوشیاری ست
قلب من باز بگردان این چرخه را
چرخه عاشق شدنم طولانی ست
چشمانت سرمست می کند مستان را
مستیم! این تنها اصل زندگی ست
 
آخرین ویرایش

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #13
تار وپود قالیم بشنو نوایم
حس و حال خالیم بشنو صدایم
پود محنت، تار رحمت
ای خدای با محبت بشنو دعایم
حس و حال زندگیم
با تو پر شد بشنو ندایم
 

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #14
وآن گه که دلت دفتر شعری جوید
وز دیگ سرت نقطه جوشی جوشید
خندان برقص و برقصان انگشت
در آن قلمت دانه ی عشقی رویید
 
آخرین ویرایش

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #15
مانند کشتی بی لنگر
کج می شد و مج می شد
حس بی قرارم بی تو
مانند شعری رج می شد
 

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #16
از پیچ و خم موهایت، موجی به دلم افتاد
حال دل من بد است، حالی به دلم افتاد
یاغی تر از هر رودم، دیوانه ترین رودم
از زلف پریشانت، دالی به دلم افتاد
 

roro nei30

نویسنده انجمن+ نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/1/18
ارسالی‌ها
2,646
پسندها
44,183
امتیازها
69,173
  • نویسنده موضوع
  • #17
چشم های ناز دارت را با خنده بسته ای
بی خبر از حال ما که به چشمت دل بسته ایم
وای ای شیرین زبان و یار ما و جان ما
چشم نگیر از ما که ما جان ما را بسته ایم
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا