این بار نمک گیر میشوم در ماجرای فروش قالی دست باف پرستوی قصه.
با تمام قوا میرود تا خود را به آقای جهانگیری ثابت کند. معامله را جوش میدهد و خبر ندارد در پس آن همه نه آمدن چه ماجراهایی نهفته است که او را در خود غرق میکند. پرستو پر از انرژی و هیجان است. او کماکان دارِ قالیهای کارگاه کوچکش را بنا کرده تا به گوش فلک برساند که او هم میتواند مانند خیلیها... .
مرگ جهانگیری بزرگ، آغازیست برای گرهی جدید داستان و تلاش پرستو برای به اثبات رساندن بدهکار بودنش از پدر روزبه،
عشق نمایان میشود و این فرفری موی قصهی ما را وارد عرصهی جدید زندگی خود میکند. قلبی که میلرزد و لبخندی که از حس و حال طنز رمان بر لب نقش میبندد. خانوادهای که در رمان پررنگ است و عشقی که روزبه را درگیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.