- تاریخ ثبتنام
- 6/5/23
- ارسالیها
- 150
- پسندها
- 105
- امتیازها
- 668
قلبم برای اولین بار اینگونه به تپش افتاد!نمیدانستم چرا، اما چیزی درونم میگفت او همان آدم است. نگاهش با نگاهم گره خورد. برای لحظهای زمان متوقف شد.نفسم در سینه حبس شد. قلبم از جا کنده شد.
پوف عمیقی کشیدم
آخه اینم شد رمان ؟
تازه بجا بخش یا قسمت میگند پارت که مهمش کنند !
پوف عمیقی کشیدم
آخه اینم شد رمان ؟
تازه بجا بخش یا قسمت میگند پارت که مهمش کنند !