مباحث متفرقه [ به اینم می‌گن رمان ؟! ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MehrDãd.K
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 680
  • بازدیدها بازدیدها 41,988
  • کاربران تگ شده هیچ

شهین

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/5/23
ارسالی‌ها
150
پسندها
105
امتیازها
668
  • #681
قلبم برای اولین بار این‌گونه به تپش افتاد!نمی‌دانستم چرا، اما چیزی درونم می‌گفت او همان آدم است. نگاهش با نگاهم گره خورد. برای لحظه‌ای زمان متوقف شد.نفسم در سینه حبس شد. قلبم از جا کنده شد.
پوف عمیقی کشیدم
آخه اینم شد رمان ؟
تازه بجا بخش یا قسمت میگند پارت که مهمش کنند !
 
عقب
بالا