شعر مجموعه اشعار دامان رنج | تاوان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع M I R A S
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 15
  • بازدیدها بازدیدها 955
  • کاربران تگ شده هیچ

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #1
هوالرازق
نام مجموعه: دامان رنج
نام شاعر: تاوان
قالب اشعار: رباعی
مقدمه:
بفهمیدی شدم عاشق، فریبم دادی، دل فرسود
ولی رفتی و بعد از تو مرا طوفان غم پیمود
تو بودی سازی از تکرار و من استاد احسانم
ولیکن آوخ این بخشش فقط درد مرا افزود​
 
آخرین ویرایش

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • پرسنل مدیریت
  • #2
•| بسم رب العشق |•
1000015513.jpg
ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.

"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #3
نگارا رفته‌ای، در دل همی باران غم بارید
در این آوارگی، فکرت، فقط از جان من کاهید
به دستش آمد این فانوس در این کابوس ظلمانی
ز دریا تا به صحراها به رویایت بسی کاوید​
 

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #4
در زین پس این عشق هزار خاطره دارم
در مرداب رویاها هزار آواره دارم
هر شاخه‌ی کین از دل من عشق بدل گشت
در این آشفتگی دلی هیچ کاره دارم​
 
آخرین ویرایش

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #5
رفته‌ای عشقت ولیکن در دلم ماند که ماند
نام تو ورد لبان شد تا سحر باز بخواند
جان ز کف بریده شد، مرغ ز قفس پریده شد
یاد تو اما چه افسون در دلم داشت بماند​
 

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #6
تیغ زهر آلود عشقت را به قلبم کاشته‌ای
درد آن را تا ابد محصور جانم داشته‌ای
کام لب‌های تو از قند هم به من شیرین‌تر است
من مسلمانم نگار، چنین جفا انگاشته‌ای​
 

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #7
نگارا دیده بر من کن و دشمن جانم نباش
عشقِ آشکارِ مرا بنگر و پنهانم نباش
خود عذاب من نباش، رویای جانم را ببین
تا ابد برای من، داغ دو چشمانم نباش​
 

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #8
با نگاه، جیران من خاموش می‌داری دلی
پر فریب با لطف خود مدهوش می‌داری دلی
تیر عشق خوش بنشست بر دل من رسوا شد
بیش از این افسون نکن بی‌هوش می‌داری دلی​
 
آخرین ویرایش

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #9
حفظ ظاهر می‌کنم با خنده‌های پر فریب
کس نمی‌داند همین خنده امانم را بُرید
کس نمی‌فهمد چه قدر سخت بود هزاران آرزو
بند بند سینه‌ام را روز و شب از هم درید​
 

M I R A S

سرپرست بازنشسته + شاعر انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,712
پسندها
16,973
امتیازها
49,173
  • نویسنده موضوع
  • #10
آن که می‌خندد غمش بی‌انتهاست
جامه‌اش شب‌ها به اشکش آشناست
آن که می‌بینی می‌خندد را نگو
درد برایش بی‌گمان افسانه‌هاست​
 
عقب
بالا